پیشنهاد برگزاری همهپرسی درباره ادامه جنگ، حالا به یکی از بحثهای سیاسی مهم تبدیل شده است؛ پیشنهادی که حسن روحانی مطرح کرده و علی مطهری در واکنش به آن، هم از منظر حقوقی و هم از زاویه شرایط جنگی با آن مخالفت کرده است. مطهری معتقد است تصمیم درباره جنگ و صلح اساساً در چارچوب اصل ۵۹ قانون اساسی قرار نمیگیرد و نباید چنین موضوعی را به همهپرسی گذاشت.
مطهری در یادداشتی خطاب به حسن روحانی نوشته است: «پیشنهاد جناب حجتالاسلام آقای روحانی درباره همهپرسی از مردم در خصوص ادامه جنگ، با قانون اساسی سازگار نیست.» او با استناد به اصل ۵۹ قانون اساسی توضیح میدهد که همهپرسی در این اصل بهعنوان یکی از راههای اعمال قوه مقننه پیشبینی شده و از نگاه او، جنگ و صلح در حوزه اختیارات مجلس قرار ندارد.
اما بخش سیاسیتر استدلال مطهری به شرایط جنگ مربوط میشود. او میگوید وقتی کشور در شرایطی قرار دارد که از نگاه او با یک حمله غافلگیرانه مواجه شده، تبدیل دفاع و ادامه جنگ به موضوع رأیگیری عمومی، تصمیمی متفاوت با یک همهپرسی عادی درباره یک سیاست عمومی است. مطهری در همین چارچوب مینویسد که «یک موضوع بدیهی را به همهپرسی گذاشتن معقول به نظر نمیرسد» و در ادامه بر ضرورت رسیدن طرف مقابل به این نتیجه تأکید میکند که با جنگ نمیتواند ایران را تسلیم کند.
اما آیا همهپرسی واقعاً میتواند جنگ را متوقف کند؟
# حتی اگر بحث حقوقی کنار گذاشته شود، یک سؤال اساسی باقی میماند: رأی مردم دقیقاً چگونه قرار است به توقف جنگ منجر شود؟
همهپرسی میتواند در بهترین حالت یک تصمیم یا موضع سیاسی داخلی را مشخص کند؛ اما جنگ معمولاً فقط به تصمیم یک طرف وابسته نیست. اگر یک طرف رأی به پایان جنگ بدهد، این رأی بهخودیخود طرف مقابل را مجبور به توقف حملات، پذیرش آتشبس یا ورود به مذاکره نمیکند.
به همین دلیل، میان «تصمیم داخلی برای پایان جنگ» و «توقف واقعی جنگ» فاصله مهمی وجود دارد. برای پایان یک درگیری نظامی معمولاً باید علاوه بر تصمیم سیاسی، شرایطی مانند آتشبس، مذاکره، تضمینهای امنیتی و پذیرش طرف مقابل شکل بگیرد. بنابراین حتی یک نتیجه روشن در همهپرسی لزوماً بازدارندگی ایجاد نمیکند و تضمینی برای توقف حملات طرف مقابل نیست.
از سوی دیگر، اگر نتیجه همهپرسی برخلاف انتظار بخشی از جامعه باشد، ممکن است بهجای پایان اختلاف، یک شکاف سیاسی تازه ایجاد کند. موافقان و مخالفان جنگ میتوانند نتیجه رأیگیری را بهعنوان نشانه مشروعیت یا عدم مشروعیت یک رویکرد تفسیر کنند و اگر اختلافات داخلی از قبل جدی باشد، چنین رأیگیریای حتی میتواند به دو قطبی شدن بیشتر جامعه منجر شود.
مشکل اصلی؛ جنگ را نمیتوان فقط با یک رأی داخلی تمام کرد
# در چنین شرایطی، مسئله اصلی این نیست که مردم درباره جنگ نظر بدهند یا ندهند؛ مسئله این است که مکانیسم تبدیل این رأی به صلح واقعی چیست؟
اگر همهپرسی به «پایان جنگ» رأی مثبت بدهد اما طرف مقابل شروط دیگری داشته باشد، نتیجه رأیگیری بهتنهایی جنگ را متوقف نمیکند. اگر هم مردم به ادامه مقاومت رأی بدهند، همین نتیجه نیز لزوماً وضعیت میدان را تغییر نمیدهد.
از این منظر، منتقدان ایده همهپرسی میتوانند استدلال کنند که رأیگیری بدون داشتن مسیر مشخص برای اجرای نتیجه، بیشتر یک تصمیم داخلی است تا ابزار پایان دادن به جنگ. به بیان سادهتر، صندوق رأی میتواند موضع مردم را مشخص کند، اما نمیتواند بهتنهایی موشکها را متوقف کند یا طرف مقابل را پای میز مذاکره بیاورد.
خطر دیگری که نباید نادیده گرفت
# موضوع فقط نتیجه رأیگیری نیست؛ فرایند رسیدن به آن نتیجه نیز اهمیت دارد.
در شرایط جنگی، جامعه ممکن است تحت تأثیر ترس، فشار اقتصادی، اخبار لحظهای، حملات نظامی و نگرانی درباره آینده قرار داشته باشد. در چنین فضایی، هر نتیجهای ممکن است بعداً از سوی بخشی از جامعه مورد مناقشه قرار بگیرد. اگر گروهی نتیجه را ناشی از شرایط اضطراری بدانند و گروهی دیگر آن را تصمیم واقعی اکثریت تلقی کنند، همهپرسی بهجای آنکه شکاف را کاهش دهد، میتواند به موضوع تازهای برای اختلاف تبدیل شود.
البته این به معنای بیاهمیت بودن نظر مردم نیست. برعکس، درباره ادامه یک جنگ طولانی، افکار عمومی و میزان همراهی جامعه اهمیت بسیار زیادی دارد. بحث اصلی این است که مشارکت مردم در تعیین سرنوشت کشور الزاماً به معنای برگزاری یک همهپرسی با یک سؤال دوگزینهای درباره ادامه یا توقف جنگ نیست.
موضع مطهری چیست؟
# مطهری در پایان یادداشت خود، با وجود مخالفت با پیشنهاد روحانی، تأکید میکند که دیدگاه او از روی دلسوزی و برآمده از تجربه چند دهه فعالیت سیاسی مطرح شده و مینویسد: «من نظر خودم را گفتم.»
در واقع، بحث اصلی را میتوان اینگونه خلاصه کرد: آیا همهپرسی قرار است ابزار تصمیمگیری باشد یا ابزار پایان دادن به جنگ؟ اگر هدف دوم باشد، نتیجه رأی مردم بهتنهایی تضمینی برای توقف جنگ ایجاد نمیکند و بدون توافق یا آتشبس با طرف مقابل، ممکن است صرفاً یک تصمیم داخلی باقی بماند.
از سوی دیگر، در شرایطی که جامعه از قبل تحت فشار جنگ و بحران اقتصادی قرار دارد، تبدیل اختلاف بر سر ادامه یا توقف جنگ به یک رقابت سیاسی داخلی نیز میتواند شکافهای موجود را عمیقتر کند. به همین دلیل، حتی جدا از استدلال حقوقی مطهری، درباره کارآمدی عملی و پیامد اجتماعی همهپرسی جنگ نیز میتوان بحث جدی داشت.