در مطالعهای که نتایج آن روز سهشنبه ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ (۲۸ شهریور ۱۴۰۵) در مجلهٔ معتبر Nature منتشر شد، دانشمندان با تحلیل DNA نزدیک به ۱۰۰۰ تومور سرطان پروستات از مردان در هفت کشور، هشت فرایند سلولی معیوب را شناسایی کردند که مسئول اصلی آسیب DNA در این سرطان هستند. این فرایندها هر کدام ردپای خاصی در ژنوم به جا میگذارند که محققان آن را «اثر انگشت جهشی» یا mutational fingerprint مینامند.
بر اساس این پژوهش، از هشت اثر انگشت شناساییشده، چهار مورد مستقیماً با تومورهای تهاجمیتر مرتبطاند؛ یعنی سرطانهایی که احتمال گسترش به خارج از پروستات و متاستاز در آنها بیشتر است. جالب اینجاست که این الگوها حتی در میان تومورهایی با درجهٔ متوسط (intermediate grade) هم توانستند بیماران پرخطر را از کمخطر جدا کنند؛ گروهی که در حال حاضر بیشترین چالش را در تصمیمگیری درمانی دارند.
یکی از یافتههای کلیدی این است که حدود یکسوم تومورهای پروستات بر اثر خطاهای طبیعی در فرایند کپیبرداری DNA ایجاد میشوند؛ یعنی وقتی سلولها تقسیم میشوند، مکانیسمهای ترمیم DNA بهدرستی کار نمیکنند و جهشها انباشته میشوند. این موضوع نشان میدهد که فرایندهای درونی سلول، بسیار بیشتر از عوامل بیرونی مثل دخانیات یا نور خورشید، در شکلگیری سرطان پروستات نقش دارند.
محققان همچنین دریافتند که برخی از این اثرهای انگشتی با هورمون مردانه تستوسترون ارتباط دارند؛ یعنی تومورهایی که تحت تأثیر قویتر سیگنالدهی هورمونی رشد میکنند، الگوی جهشی خاص خود را دارند و بیشتر مستعد گسترش هستند. در کنار این، برخی الگوها با سن بیمار و نژاد او هم مرتبطاند؛ برای مثال، برخی امضاها در مردان سیاهپوست شایعتر بودند، گروهی که بهطور کلی خطر ابتلا و مرگومیر بالاتری بر اثر سرطان پروستات دارند.
از منظر درمانی، این الگوهای ژنتیکی میتوانند در آینده به پزشکان کمک کنند تا پیشبینی کنند کدام بیماران به شیمیدرمانی پاسخ بهتری میدهند و کدامیک بهتر است تحت درمانهای هورمونی یا داروهای هدفمند قرار بگیرند. برای مثال، امضاهای مرتبط با نقص در ترمیم DNA (مثل مسیر homologous recombination) میتوانند نشان دهند که تومور به داروهای مهارکنندهٔ PARP یا شیمیدرمانی مبتنی بر پلاتین حساستر است.
با این حال، محققان تأکید میکنند که این یافتهها هنوز بلافاصله وارد کار بالینی نخواهند شد. پیش از آن باید این الگوها در جمعیتهای بزرگتر و مستقل اعتبارسنجی شوند و سپس به صورت تستهای مولکولی استاندارد درآیند تا پزشکان بتوانند در تصمیمگیریهای روزمره از آنها استفاده کنند. هدف نهایی این است که در آینده نزدیک، با یک آزمایش ژنتیکی روی نمونهٔ تومور، بتوان هم خطر متاستاز را پیشبینی کرد و هم درمان را متناسب با زیستشناسی تومور هر بیمار انتخاب نمود.