آیا تاکنون احساس کردهاید که پس از مرور شبکههای اجتماعی، حالوهوای شما به طور ناخودآگاه تیرهتر میشود؟ پژوهشی نوین از مؤسسه امآیتی ثابت کرده است که این احساس، صرفاً یک توهم نیست، بلکه قرار گرفتن مکرر در معرض محتوای منفی آنلاین، میتواند چرخهای معیوب از افزایش استرس، اضطراب و افسردگی را در کاربران پدید آورد.
این گزارش به بررسی ابعاد این پدیده و نقش الگوریتمها در تشدید آن میپردازد.
پژوهشی تازه در مؤسسه فناوری ماساچوست (امآیتی) نشان داده است که تأثیر اینترنت بر سلامت روان کاربران، فراتر از مدت زمان صرفشده در فضای مجازی است و آنچه بیش از هر عامل دیگری در این میان تعیینکننده به نظر میرسد، ماهیت محتوایی است که افراد به طور روزمره با آن مواجه میشوند.
بر اساس یافتههای منتشرشده در مجله معتبر «Nature Human Behaviour»، مرور مکرر و مداوم مطالب بدبینانه، خصمانه یا اضطرابآور در بستر شبکههای اجتماعی و وبسایتهای خبری، میتواند به تشدید چشمگیر مشکلات روانی نظیر اضطراب، افسردگی و استرس منجر شود.
تأثیر محتوا بر روان؛ فراتر از ساعتهای صفحهنمایش
# محققان این پروژه، کریستوفر ای. کلی و تالی شاروت، با بهرهگیری از تحلیل مجموعهدادههای گسترده به این نتیجه رسیدهاند که مواجهه مستمر با محتوای منفی، صرفاً آینهای برای بازتاب وضعیت روانی موجود کاربران نیست، بلکه خود عاملی مؤثر در افزایش شدت این حالات به شمار میرود.
به عبارت دیگر، پریشانی روانی، برخی کاربران را به سمت مصرف هرچه بیشتر محتوای منفی سوق میدهد و این چرخه معیوب، به نوبه خود، بر وخامت اوضاع روحی آنان میافزاید. محققان بر این باورند که محیطهای دیجیتال امروزین، دیگر صرفاً بستری برای بازتاب رفتارها و احساسات کاربران نیستند، بلکه قادرند این احساسات را شکل داده و بر آنها تأثیر بگذارند؛ بهویژه آنکه بسیاری از پلتفرمها با تکیه بر الگوریتمهای توصیهگر، مسیر مواجهه کاربر با محتوای بعدی را تعیین میکنند.
الگوریتمها؛ عاملی برای تشدید چرخه معیوب یا راهکاری برای اصلاح؟
# این یافتهها، پرسشهای جدی را در مورد مسئولیت پلتفرمهای رسانههای اجتماعی و نحوه طراحی الگوریتمهای نمایش محتوا مطرح میسازد. پژوهشگران معتقدند که تقویت ناخواسته محتوای بحثبرانگیز یا دلسردکننده از سوی این الگوریتمها، میتواند پیامدهای منفی جبرانناپذیری بر سلامت روان کاربران داشته باشد.
بیشتر بخوانید: تأثیر شگفت انگیز تنها دو هفته دوری از رسانههای اجتماعی برای سلامت روان!
از این رو، مطالعه مذکور طیفی از راهحلهای بالقوه را شامل بهبود سازوکارهای تعدیل محتوا، بازطراحی الگوریتمهای پیشنهاددهنده و افزایش آگاهی عمومی درباره عادات سالم مرور وب، ارائه کرده است.
کیفیت بر کمیت اولویت دارد؛ نگاهی نو به سلامت دیجیتال
# لازم به ذکر است که این پژوهش با رویکردی نوین، از تحقیقات پیشین که عمدتاً بر روی کمیت و مدت زمان استفاده از رسانههای اجتماعی متمرکز بودند، فاصله گرفته و بر کیفیت محتوای مصرفی به عنوان متغیر کلیدی تأکید میورزد. محققان خاطرنشان کردهاند که محافظت از کاربران در برابر آثار سوء فضای دیجیتال، نیازمند تلفیق اقدامات فردی، نظیر تنظیم عادات دیجیتال، با مداخلات کلانتر از جمله سیاستگذاری در شرکتهای فناوری است.
در عصری که پلتفرمهای دیجیتال به بخش جداییناپذیر زندگی روزمره بدل شدهاند، این مطالعه تأکید میکند که چالش فراروی جوامع، نه صرفاً میزان زمانی که افراد در فضای مجازی سپری میکنند، بلکه تضمین این امر است که تعاملات دیجیتال به جای آنکه به عاملی برای فزونی استرس و مشکلات روانی بدل شود، از سلامت ذهنی کاربران حمایت کند.