سیارههای منظومه شمسی با نظم ریاضیوار دور خورشید میچرخند، اما کهکشانها طوری حرکت میکنند که انگار یک نیروی مرموز پشت پرده وجود دارد؛به این معمای بزرگ «قطع ارتباط بزرگ» میگویند؛ در همسایگی خودمان، همه چیز بهطور دقیق مطابق قانون گرانش اینشتین پیش میرود، اما هرچه دورتر میشویم، جهان طبق پیشبینیها رفتار نمیکند و انگار دارد با شتاب بیشتری منبسط میشود؛ دانشمندان برای توضیح این موضوع به دو مفهوم رمزآلود به نامهای «ماده تاریک» و «انرژی تاریک» پناه بردهاند.
انرژی تاریک همان نیروی مرموزی است که موجب میشود جهان با سرعت بیشتری از خودش دور شود، اما سوال اینجاست؛ اگر این نیرو همه جا هست، چرا در منظومه شمسی اثری از آن نمیبینیم؟ فیزیکدانان دو مدل جالب برای توضیح این موضوع ارائه دادهاند؛ مدل اول میگوید این نیرو مثل آفتابپرست عمل میکند؛ در خلأ و فضاهای خالی قدرتمند است، اما در کنار جرمهای سنگین مثل خورشید، ضعیف و ضعیفتر میشود تا جایی که ابزارهای ما قدرت دیدنش را ندارند.
مدل دوم اما متفاوت فکر میکند؛ «ویناشتاین» فرض میکند که خود نیرو تغییر نمیکند، بلکه جاذبه قوی اجسام مثل خورشید، یک «حفاظ» نامرئی دور آنها ایجاد میکند. این حفاظ مانع از نفوذ و مشاهده نیروی پنجم طبیعت میشود؛ برای خورشید، این ناحیه محافظتی حدود ۴۰۰ سال نوری وسعت دارد. یعنی ستارههای دور و بر ما هم در این ناحیه قرار میگیرند و دیدن آن نیروی مرموز بهطور تقریب غیرممکن میشود.
تا به حال، همه تلاشها برای پیدا کردن انرژی تاریک در منظومه شمسی به بنبست خورده، چون یا ابزارها حساسیت کافی ندارند یا هیچ پیشبینی دقیقی نیست که بگوید بهدنبال چه چیزی بگردیم. «اسلاوا تورشف»، فیزیکدان ناسا، میگوید راه حل، انجام آزمایشهای تصادفی نیست؛ اول باید از دادههای عظیم تلسکوپها و مأموریتهای کیهانی یک فرضیه شفاف و قابل آزمایش به دست بیاوریم؛ یعنی بدانیم چه اثری را در چه نقطهای باید اندازه بگیریم.
شاید سالها طول بکشد تا ابزاری بسازیم که بتواند این اثرات بسیار ظریف را در حیاط خلوت کیهانی خودمان (منظومه شمسی) رصد کند، اما اگر دانشمندان موفق شوند با یک انقلاب علمی واقعی روبهرو خواهیم شد؛ فهمیدن ماهیت انرژی تاریک نهتنها درک ما از گرانش را دگرگون میکند، بلکه شاید برای نخستینبار بفهمیم خود جهان از چه چیزی ساخته شده است؛ این همان لحظهای است که علم، مرز خیال را به واقعیت تبدیل میکند.