پس از پایان جنگ جهانی دوم، دادگاه نورنبرگ از ۲۰ نوامبر ۱۹۴۵ (۲۹ آبان ۱۳۲۴) تا ۱ اکتبر ۱۹۴۶ (۹ مهر ۱۳۲۵) در آلمان برگزار شد. این دادگاه نخستین محاکمه بینالمللی جنایتکاران جنگی بود که با هدف پاسخگویی به جنایات گسترده رژیم نازی، به بررسی نقش و مسئولیتهای رهبران سیاسی، نظامی و اقتصادی آلمان پرداخت. در کنار روند حقوقی، تیمی از روانشناسان نظامی ایالات متحده نیز مأمور بررسی روانی متهمان شد تا ابعاد ذهنی، شناختی و شخصیتی آنها را تحلیل کند. این ارزیابیها نهتنها برای شناخت بهتر انگیزههای رفتاری این افراد انجام شد، بلکه بهعنوان بخشی از مستندسازی علمی در تاریخ روانشناسی نظامی نیز ثبت گردید.
دو روانشناس برجسته آمریکایی، گوستاو گیلبرت (Gustave Gilbert) و داگلاس کلی (Douglas Kelley)، با حضور در زندان نورنبرگ، طی ماهها مصاحبه، مشاهده و آزمونهای روانسنجی، اطلاعات دقیقی از وضعیت ذهنی متهمان گردآوری کردند. آنها از آزمونهای استانداردی مانند وکسلر-بلویو (Wechsler-Bellevue) استفاده کردند که برخلاف آزمون استنفورد-بینه، کاهش طبیعی هوش با افزایش سن را در نظر میگیرد. این روش امکان مقایسه منصفانهتر بین افراد با سنین متفاوت را فراهم میساخت و بهویژه برای متهمانی که در دهههای ششم و هفتم زندگی خود بودند، نتایج دقیقتری ارائه میداد.
آزمونهای اجراشده شامل ارزیابی عملکردی در زمینههای مشاهده و هماهنگی حسی-حرکتی از جمله تست جایگزینی نمادها با اعداد، مونتاژ اشیاء مشابه پازل، تبدیل طرحها با بلوکهای رنگی و تشخیص اجزای گمشده تصاویر بود. این آزمونها بهخوبی برای بزرگسالان استانداردسازی شده بودند و نمونهای مناسب از تواناییهایی محسوب میشدند که معمولاً با هوش تحصیلی و تحلیل ذهنی مرتبط هستند.
نتایج این بررسیها نشان داد که اکثر متهمان دارای بهرههوشی بالاتر از میانگین جامعه بودند. بهجز یولیوس اشتریشر، سایر افراد در محدوده IQ بالای ۱۲۰ قرار داشتند که نشاندهنده توانایی ذهنی بالا در تحلیل، برنامهریزی و تصمیمگیری است. با این حال، روانشناسان تأکید کردند که IQ صرفاً نشاندهنده کارایی ذهنی است و هیچ ارتباطی با اخلاق، شخصیت یا ارزشهای انسانی ندارد. آنچه شخصیت واقعی فرد را نمایان میسازد، انگیزههای بنیادین، نظام ارزشی و نحوه بروز آنها در رفتارهای اجتماعی و سیاسی است.
IQ سران ارتش نازی در ادامه،نتایج بررسی و فهرست بهرههوشی ثبتشده برای متهمان اصلی دادگاه نورنبرگ ارائه شده است:
هیالمار شاخت (Hjalmar Schacht): ۱۴۳
آرتور زایس-اینکورت (Seyss-Inquart): ۱۴۱
هرمان گورینگ (Hermann Goering): ۱۳۸
کارل دونیتس (Karl Doenitz): ۱۳۸
فرانتس فون پاپن (Franz von Papen): ۱۳۴
اریش ریدر (Erich Raeder): ۱۳۴
هانس فریتشه (Hans Fritzsche): ۱۳۰
هانس فرانک (Hans Frank): ۱۳۰
بالدور فون شیراخ (Baldur von Schirach): ۱۳۰
یواخیم فون ریبنتروپ (Joachim von Ribbentrop): ۱۲۹
ویلهلم کایتل (Wilhelm Keitel): ۱۲۹
آلبرت اشپیر (Albert Speer): ۱۲۸
آلفرد یودل (Alfred Jodl): ۱۲۷
آلفرد روزنبرگ (Alfred Rosenberg): ۱۲۷
کنستانتین فون نویرات (Constantin von Neurath): ۱۲۵
والتر فونک (Walther Funk): ۱۲۴
ویلهلم فریک (Wilhelm Frick): ۱۲۴
رودلف هس (Rudolf Hess): ۱۲۰ (بر اساس آزمون مجدد پس از بهبودی روانی)
فریتس زاوکل (Fritz Sauckel): ۱۱۸
ارنست کالتنبرونر (Ernst Kaltenbrunner): ۱۱۳
یولیوس اشتریشر (Julius Streicher): ۱۰۶
این دادهها بعدها در کتاب Nuremberg Diary اثر گوستاو گیلبرت منتشر شد و بهعنوان یکی از منابع معتبر در تاریخ روانشناسی جنایی و نظامی مورد استناد قرار گرفت. بررسیهای انجامشده در نورنبرگ نشان داد که موفقیت در سیاست، نظامیگری یا حتی جنایت، الزاماً با هوش بالا همراه است، اما این هوش بدون ارزشهای انسانی، میتواند به ابزار خطرناکی تبدیل شود.