سامانه آمریکایی M142 HIMARS و سامانه روسی Tornado-S در میان پیشرفتهترین سامانههای راکتانداز دوربرد جهان قرار دارند.
اگرچه در بسیاری از مقایسهها، تعداد راکتهای پرتابی یا بیشترین برد شلیک مورد توجه قرار میگیرد، اما تفاوتهای اصلی این دو سامانه در زمینههایی مانند میزان تحرک، نوع مهمات، دقت اصابت و نحوه اتصال آنها به شبکه گسترده نبرد مدرن نهفته است. در ادامه، مهمترین ویژگیهای این دو سامانه مورد بررسی قرار میگیرد.
ماموریتی مشترک، اما با دو رویکرد متفاوت
# HIMARS و Tornado-S هر دو در رده سامانههای راکتانداز چندگانه قرار میگیرند؛ سامانههایی که وظیفه اصلی آنها اجرای آتش سنگین و دوربرد علیه اهداف ارزشمند از جمله مراکز فرماندهی، انبارهای لجستیکی، تجمع نیروها و دیگر اهداف مهم در عمق میدان نبرد است.
سامانه HIMARS که توسط شرکت لاکهید مارتین برای ارتش آمریکا ساخته شده، با هدف انجام عملیاتهای اعزامی توسعه یافته است. این سامانه روی یک کامیون ششچرخ با آرایش 6×6 نصب شده و به اندازهای سبک است که بتوان آن را با هواپیمای ترابری C-130 جابهجا کرد. طراحی آن بر تحرک بالا، استقرار سریع و اجرای حملات دقیق تمرکز دارد. برخلاف برخی سامانهها که بر حجم گسترده آتش تکیه میکنند، HIMARS تلاش میکند با شلیک دقیق و سپس تغییر سریع موقعیت، از آتش متقابل توپخانه دشمن در امان بماند.
در مقابل، Tornado-S نسخه ارتقایافته سامانه قدیمی BM-30 Smerch محسوب میشود که به سامانههای مدرن کنترل آتش و راکتهای هدایتشونده مجهز گردیده. این سامانه روی یک کامیون بزرگتر و سنگینتر قرار دارد و با هدف اجرای آتش پرحجم و حملات دوربرد طراحی شده، در حالی که همچنان توانایی درگیری همزمان با چندین هدف را حفظ کرده. این روند نوسازی نشاندهنده ادامه سرمایهگذاری روسیه روی سامانههای راکتانداز دوربرد برای پشتیبانی از عملیاتهای گسترده زمینی است.
قدرت آتش وابسته به نوع مهمات است
# یکی از تفاوتهای آشکار این دو سامانه به ظرفیت پرتاب آنها مربوط میشود. Tornado-S دارای ۱۲ راکت ۳۰۰ میلیمتری آماده شلیک است، در حالی که HIMARS تنها یک غلاف پرتاب شامل شش راکت ۲۲۷ میلیمتری حمل میکند. بنابراین، از نظر حجم اولیه آتش، سامانه روسی توان بیشتری در اختیار دارد.
با این حال، تعداد راکتها تنها بخشی از ماجرا را نشان میدهد. HIMARS بر اساس سامانه غلافهای ماژولار طراحی شده و میتواند علاوه بر راکتهای هدایتشونده، انواع دیگری از مهمات را نیز شلیک کند. این سامانه بسته به نوع ماموریت قادر است شش راکت هدایتشونده GMLRS، دو فروند موشک PrSM یا یک فروند موشک بالستیک تاکتیکی ATACMS را حمل و شلیک نماید. چنین انعطافی به فرماندهان اجازه میدهد بدون نیاز به تغییر خودرو، نوع مهمات را متناسب با هدف انتخاب کنند.
در سوی دیگر، Tornado-S نیز از راکتهای هدایتشونده با دقتی بسیار بیشتر نسبت به راکتهای قدیمی Smerch استفاده میکند، اما خانواده مهمات آن همچنان بر پایه راکتهای ۳۰۰ میلیمتری استوار است و برخلاف HIMARS، امکان استفاده از چند نوع موشک متفاوت از یک پرتابگر را فراهم نمیکند.
مقایسه تحرک و دقت
# مهمترین مزیت HIMARS را باید در قابلیت جابهجایی سریع آن دانست، نه صرفاً نوع راکتهایش. استفاده از شاسی چرخدار، ابعاد نسبتاً کوچک و سامانه بارگذاری مبتنی بر غلاف باعث شده خدمه بتوانند در مدت کوتاهی راکتهای خود را شلیک کرده و بلافاصله محل استقرار را ترک کنند؛ روشی که با عنوان شلیک و جابهجایی شناخته میشود. همچنین این سامانه بهسرعت توسط هواپیماهای ترابری تاکتیکی منتقل میشود و برای عملیاتهای اعزامی گزینهای مناسب به شمار میرود.
سامانه بارگذاری غلافی نیز برتری دیگری برای HIMARS ایجاد کرده است. به جای آنکه راکتها بهصورت جداگانه بارگذاری شوند، کل غلاف پرتاب با استفاده از جرثقیل نصبشده روی خودرو تعویض میشود. این ویژگی زمان بارگذاری مجدد را به میزان قابل توجهی کاهش داده و روند پشتیبانی لجستیکی را سادهتر میکند.
در مقابل، Tornado-S خودرویی بزرگتر و سنگینتر است که تعداد بیشتری راکت حمل میکند. بارگذاری مجدد راکتهای این سامانه بهصورت تکی و با کمک خودروی مخصوص تدارکات انجام میشود؛ فرآیندی که معمولاً زمان بیشتری نیاز دارد، اما در عوض امکان حمل مهمات بیشتر را فراهم میکند. در واقع، این سامانه بخشی از تحرک خود را فدای افزایش قدرت آتش کرده است.
دقت اصابت نیز در نبردهای امروزی اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده. عملیاتهای HIMARS عمدتاً بر پایه راکتهای هدایتشونده با سامانه موقعیتیاب GPS انجام میشود که با سامانههای دیجیتال کنترل آتش و همچنین شبکه اطلاعات، شناسایی و مراقبت ناتو یکپارچه شدهاند. Tornado-S نیز با بهرهگیری از سامانههای جدید ناوبری و کنترل آتش، دقت راکتهای هدایتشونده خود را نسبت به نسلهای پیشین سامانههای راکتانداز روسیه به شکل محسوسی افزایش داده است.
درسهایی از میدان نبرد
# جنگ اوکراین نقاط قوت هر دو سامانه را آشکار کرده و در عین حال نشان داده است که موفقیت راکتاندازهای دوربرد تا حد زیادی به کیفیت اطلاعات هدفیابی وابسته است. HIMARS به دلیل توانایی اجرای حملات دقیق علیه انبارهای مهمات، پلها، مراکز لجستیکی و مراکز فرماندهی در عمق مواضع دشمن، توجه گستردهای را در سطح جهان به خود جلب کرد. ترکیب تحرک بالا با مهمات هدایتشونده دقیق، این سامانه را به ابزاری مؤثر برای نابودی اهداف ارزشمند تبدیل کرده است.
Tornado-S نیز بهطور گسترده در عملیاتهای روسیه به کار گرفته شده و با استفاده از راکتهای هدایتشونده دوربرد، از عملیاتهای آتش عمیق این کشور پشتیبانی کرده. هرچند اطلاعات عمومی درباره عملکرد میدانی آن نسبت به HIMARS محدودتر است، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند این سامانه در مقایسه با BM-30 Smerch پیشرفت چشمگیری داشته و به لطف سامانههای هدایت و کنترل آتش جدید، کارایی بسیار بالاتری پیدا کرده.
در نهایت، Tornado-S قادر است از هر پرتابگر حجم بیشتری از آتش را روانه هدف کند، در حالی که HIMARS بر تحرک راهبردی، بارگذاری سریع و بهرهگیری از مجموعهای رو به گسترش از مهمات هدایتشونده دقیق تکیه دارد. با توجه به اینکه جنگهای امروزی بیش از گذشته به پهپادها، ماهوارهها و سامانههای اطلاعاتی لحظهای وابسته شدهاند، کارایی هر یک از این سامانهها تنها به خود پرتابگر محدود نمیشود و کیفیت شبکه هدفیابی و اطلاعات پشتیبان، نقش تعیینکنندهای در اثربخشی آنها ایفا میکند.