یک مطالعه جدید نشان میدهد میزان قرار گرفتن کودک در معرض قند در سالهای ابتدایی زندگی ممکن است با سلامت روان او در بزرگسالی ارتباط داشته باشد. پژوهشگران با بررسی دادههای دهها هزار نفر دریافتند افرادی که در سالهای نخست زندگی تحت محدودیت مصرف قند قرار داشتند، در سالهای بعدی زندگی با خطر پایینتری از اضطراب مواجه بودند.
این پژوهش بر مفهوم «۱۰۰۰ روز نخست زندگی» تمرکز دارد؛ دورهای که از دوران بارداری آغاز میشود و تقریباً تا دو سال و نیمگی ادامه پیدا میکند. محققان برای بررسی این ارتباط از یک شرایط طبیعی تاریخی در بریتانیا استفاده کردند؛ سهمیهبندی قند که در دوران پس از جنگ جهانی دوم اجرا میشد.
در یکی از تحلیلهای انجامشده روی ۴۶۴۴۸ نفر از دادههای UK Biobank، افرادی که مدت بیشتری در معرض سهمیهبندی قند در اوایل زندگی بودند، خطر پایینتری برای ابتلا به اضطراب در بزرگسالی داشتند. در گروهی که بیشترین مدت محدودیت قند را تجربه کرده بود، خطر اضطراب حدود ۳۳ درصد کمتر از گروه مقایسهای گزارش شد.
مطالعه دیگری که در مجله معتبر Molecular Psychiatry منتشر شده و بیش از ۶۴ هزار نفر را بررسی کرده، نیز ارتباط مشابهی پیدا کرد. افرادی که در دوران جنینی و دو سال نخست زندگی تحت سهمیهبندی قند بودند، حدود ۲۳ درصد خطر کمتر اضطراب و ۱۷ درصد خطر کمتر افسردگی داشتند. با این حال، این پژوهش نیز یک مطالعه مشاهدهای بر پایه یک «آزمایش طبیعی» تاریخی است و نمیتواند بهتنهایی ثابت کند که قند مستقیماً باعث اضطراب یا کاهش آن میشود.
شواهد آزمایشگاهی نیز نشان میدهند که مصرف بسیار زیاد قند در دوران رشد میتواند روی مغز اثر بگذارد. برای مثال، یک مطالعه روی موشها نشان داد مصرف بیش از حد ساکاروز در سنین پایین با تغییراتی در فعالیت قشر مغز، ارتباطات عملکردی و برخی رفتارهای مرتبط با یادگیری در بزرگسالی همراه بود. البته نتایج مطالعات حیوانی را نمیتوان مستقیماً به انسان تعمیم داد.
در مجموع، یافتههای جدید بار دیگر اهمیت تغذیه در سالهای نخست زندگی را برجسته میکنند، اما هنوز نمیتوان گفت مصرف قند در کودکی بهتنهایی عامل ایجاد اضطراب در بزرگسالی است. عوامل ژنتیکی، محیط خانوادگی، سبک زندگی، وضعیت اقتصادی و بسیاری از عوامل دیگر نیز میتوانند بر سلامت روان در سالهای بعدی زندگی تأثیر بگذارند.