مهدی ملکی: تقلیل دادن فشارهای روانی پیچیده مردان به «حضور زنان»، نه تنها هیچ پایه و اساس علمی ندارد، بلکه صرفاً یک دروغ وایرال شده است که چشم ما را به روی ریشههای واقعی اضطراب میبندد. استرس جنسیت نمیشناسد!
اخیراً ادعایی عجیب و به شدت پربازدید در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که ادعا میکند: «مطالعات نشان دادهاند که منشأ نزدیک به ۹۰ درصد از استرس مردان، زنان هستند!» اما بیایید همین ابتدا خیالتان را راحت کنیم؛ این ادعا توسط هیچ نهاد علمی، روانشناختی یا پزشکی معتبری تایید نشده و مطلقاً هیچ پایه و اساس علمی ندارد.
انسان و روانِ پیچیدهاش، ماشین سادهای نیست که بتوان تمام مشکلات و فشارهای روانیاش را به یک گروه خاص از افراد (در اینجا زنان) تقلیل داد. روانشناسی مدرن تاکید میکند که مقصر دانستن یک جنسیت برای استرس، صرفاً سادهسازیِ بیش از حدِ یک واقعیت چندوجهی و یک رویکرد کاملاً «زرد» است.
بار سنگین زندگی؛ استرس مردان واقعاً از کجا میآید؟
# تحقیقات معتبر علمی نشان میدهند که استرس مردان از یک شبکه درهمتنیده و پیچیده از عوامل محیطی، اجتماعی و فردی سرچشمه میگیرد. وقتی یک مرد احساس استرس و فرسودگی میکند، معمولاً پای این عوامل در میان است:
- فشارهای خردکننده محیط کار: رقابتهای شغلی، اضافهکاریهای طولانی و ناامنی شغلی.
- بحرانهای مالی: نگرانیهای تمامنشدنی درباره تامین هزینههای زندگی، تورم و پرداخت بدهیها.
- نگرانیهای سلامتی: چه سلامت جسمانی خود فرد و چه نگرانی برای سلامت اعضای خانواده.
- مسئولیتهای سنگین خانوادگی: انتظارات اجتماعی از مردان به عنوان «تامینکننده» و تکیهگاه خانواده.
- ابهام و ترس از آینده: بیثباتیهای اقتصادی و اجتماعی که برنامهریزی برای آینده را غیرممکن میکند.
- سبک زندگی ناسالم: کمبود خواب مزمن، رژیم غذایی نامناسب و عدم تحرک.
بله، چالشها و تعارضات در روابط عاطفی قطعاً میتوانند استرسزا باشند؛ اما این تنها یکی از دهها عاملی است که روان یک انسان را درگیر میکند و البته، این تنشها به طور یکسان هم مردان و هم زنان را تحت تاثیر قرار میدهند.
کیفیت ارتباطات؛ متهم ردیف اول، نه جنسیت و نه زنان!
# روانشناسان خانواده و زوجدرمانگران همواره بر یک اصل طلایی تاکید دارند: این «جنسیت» پارتنر شما نیست که به شما استرس میدهد، بلکه «کیفیت ارتباط» میان شماست. کیفیت ارتباطات یکی از قویترین پیشبینیکنندههای رضایت از رابطه است.
چه در مردان و چه در زنان، عواملی مانند ارتباطات ضعیف، انتظارات غیرواقعبینانه، اختلافات حلنشده و گیر افتادن در چرخهی تکراریِ جر و بحثها، میتواند سطح کورتیزول (هورمون استرس) را به شدت بالا ببرد. از سوی دیگر، وقتی یک رابطه بر پایه ارتباط حمایتی، همدلی، گوش دادنِ فعال و کارِ تیمی بنا شده باشد، نه تنها استرسزا نیست، بلکه به عنوان یک سپر محافظ قدرتمند در برابر استرسهای دنیای بیرون عمل کرده و سلامت روان هر دو طرف را ارتقا میدهد.
فرمول یک رابطه سالم؛ عبور از بازی «مقصر کیست؟»
# انداختن بار تمام مشکلات روانی به گردن طرف مقابل، راحتترین راه برای فرار از مسئولیتپذیری است. روابط سالم خودبهخود به وجود نمیآیند؛ بلکه آجر به آجر و بر پایه احترام متقابل، حمایت عاطفی، صداقت و حل مسئلهی مشترک ساخته میشوند. مقصر دانستن یک جنسیت برای استرسها، واقعیتهای زندگی را تحریف کرده و عوامل اجتماعی، عاطفی و شخصی متعددی را که در شکلگیری تنشها نقش دارند، نادیده میگیرد.
راهکارهای علمی به جای پناه بردن به توهمات مجازی و شکوه از زنان!
# به جای لایک کردن و باور کردن ادعاهای بیاساس و تعمیمیافتهای که در اینستاگرام و تیکتاک برای جذب کلیک ساخته میشوند، باید به دنبال راهحلهای واقعی بود. اگر استرس در زندگی شما به یک مهمان دائمی و طاقتفرسا تبدیل شده است، علم این راهکارهای اثباتشده را پیشنهاد میدهد:
فعالیت بدنی منظم: ورزش یکی از سریعترین راهها برای تخلیه استرس است.
تنظیم خواب: خواب کافی، سیستم عصبی شما را ریبوت میکند.
ذهنآگاهی (Mindfulness): تمریناتی که شما را در لحظه حال نگه میدارند.
ارتباط باز و صادقانه: صحبت کردن بدون قضاوت با شریک عاطفی یا عزیزان.
مراجعه به متخصص: مشاوره و رواندرمانی، امنترین مسیر برای ریشهیابی و حل اصولی اضطراب است.
بیشتر بخوانید: لایکها و کامنتها چه تاثیری بر مغز میگذارند؟
در نهایت، بیایید فراموش نکنیم که جنگ جنسیتی و مقصر دانستن یکدیگر، هیچ کمکی به آرامش روان ما نخواهد کرد؛ سلامت روان ما در گرو پذیرش واقعیتها و تلاش برای ساختن الگوهای ارتباطی سالمتر است.