یک دانشجوی دکتری دانشگاه آبرن آمریکا برای انجام یک پژوهش درباره تغییرات مغز در شرایط واقعی زندگی، طی ۷۶ هفته، ۱۰۴ بار وارد دستگاه MRI هفت تسلا شد؛ اما چیزی که این آزمایش طولانی را برای او قابل تحملتر کرد، تماشای قسمتهایی از سریال محبوب Friends بود.
جوشیتا ماجومدار، دانشجوی دکتری مهندسی برق و کامپیوتر، معمولاً در هر جلسه حدود ۹۰ دقیقه داخل دستگاه MRI قرار میگرفت. پژوهشگران برای جلوگیری از خستگی و یکنواختی آزمایش، مجموعهای از ویدئوها را برای پخش در داخل دستگاه آماده کرده بودند.
ماجومدار خودش پیشنهاد استفاده از Friends را مطرح کرده بود. او این سریال را یکی از علاقهمندیهای شخصی خود میدانست و از طرفی، Friends برای او یادآور سالهای نخست زندگیاش بهعنوان یک دانشجوی بینالمللی در آمریکا بود. همین ارتباط عاطفی باعث میشد تماشای سریال برایش تجربهای آشنا و آرامشبخش باشد.
پژوهشگران برای هر جلسه چهار ویدئوی حدوداً ۱۰ دقیقهای از صحنههای مختلف Friends آماده کرده بودند. این صحنهها از نظر حالوهوای احساسی متفاوت بودند تا بتوانند واکنشهای طبیعیتر مغز را در شرایط مختلف بررسی کنند. برخی قسمتهای مربوط به جشن شکرگزاری نیز انتخاب شده بود، زیرا موضوعاتی مانند خانواده، دوستی و روابط اجتماعی را پررنگتر نشان میدادند.
در کنار Friends، یک موزیکویدئوی حدود چهار دقیقهای از آهنگ Love You Zindagi از فیلم هندی Dear Zindagi نیز در جلسات پخش میشد؛ انتخابی که برای ماجومدار یادآور خانواده و دوستانش در هند بود.
این آزمایش تنها برای سرگرمی دانشجو نبود. پژوهشگران میخواستند با تصویربرداری مکرر از مغز یک فرد در طول بیش از یک سال، تغییرات مغزی را در شرایطی نزدیکتر به زندگی روزمره بررسی کنند؛ روشی که میتواند تصویری متفاوت از آزمایشهای کوتاه و کاملاً کنترلشده آزمایشگاهی ارائه دهد.
داستان ماجومدار نشان میدهد یک سریال تلویزیونی که زمانی صرفاً برای سرگرمی ساخته شده بود، میتواند در یک پژوهش علمی پیچیده نیز نقش غیرمنتظرهای داشته باشد؛ آن هم در آزمایشی که انجام آن بیش از ۱۰۰ بار ورود به یکی از پیشرفتهترین دستگاههای تصویربرداری مغزی را شامل میشد.