جشنواره ونیز امسال فقط محل رقابت فیلمها و اهدای جایزه نبود؛ به صحنهای برای برخورد هنر و سیاست تبدیل شد. یک طرف ماجرا دو فیلمساز اسرائیلی قرار دارند که فیلمشان درباره جنگ غزه در ونیز مورد تشویق قرار گرفت و جایزه گرفت، اما بلافاصله در کشور خود با تهدید مقام اسرائیلی برای سلب تابعیت روبهرو شدند.
در طرف دیگر، لاله مرزبان، بازیگر ایرانی، پس از دریافت جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افقها» درباره زنان ایران سخن گفت؛ سخنانی که در داخل کشور با واکنشهای انتقادی مواجه شد و برخی رسانهها آن را روایتی ناقص و یکطرفه از وضعیت زنان ایران دانستند.
اما شاید جالبترین بخش ماجرا، مقایسه همین دو اتفاق باشد؛ مقایسهای که پرسشهایی جدی درباره آزادی بیان، واکنش حکومتها به هنرمندان منتقد و البته استفاده سیاسی از تریبون جشنوارههای بینالمللی ایجاد کرده است.
داستان دو فیلمساز اسرائیلی و فیلمی که ونیز را تکان داد
# فیلم «نازا» ساخته یووال آبراهام و راشل سزور، دو فیلمساز اسرائیلی، درباره جنگ غزه و عملکرد ارتش اسرائیل ساخته شده است. فیلم به موضوع استفاده از فناوریهای هوش مصنوعی در عملیات نظامی اسرائیل در غزه میپردازد؛ موضوعی که در داخل اسرائیل نیز بسیار حساس و بحثبرانگیز است.
هیأت داوران جشنواره ونیز این فیلم را شایسته جایزه ویژه هیأت داوران دانست و آن را به دلیل روایت شجاعانه و فوریاش مورد تقدیر قرار داد. به این ترتیب، دو فیلمساز اسرائیلی روی صحنه جشنوارهای بینالمللی رفتند و برای فیلمی که روایت انتقادی از عملکرد کشور خود دارد، جایزه گرفتند.
فیلم «نازا» ساخته یووال آبراهام و راشل سزور، دو فیلمساز اسرائیلی، درباره جنگ غزه و عملکرد ارتش اسرائیل ساخته شده است. این اتفاق از یک جهت قابل توجه است: آنها فیلمی درباره یکی از حساسترین موضوعات سیاسی و نظامی اسرائیل ساختهاند، اما توانستهاند اثر خود را در یک جشنواره بزرگ بینالمللی نمایش دهند و حتی جایزه دریافت کنند.
تشویق در ونیز، تهدید در اسرائیل
# ماجرا اما پس از بازگشت فیلم به فضای سیاسی اسرائیل کاملاً تغییر کرد.
میکی زوهر، وزیر فرهنگ و ورزش اسرائیل، پس از دریافت جایزه «نازا» اعلام کرد که برای لغو تابعیت یووال آبراهام و راشل سزور اقدام خواهد کرد و آنها را به «خیانت علیه کشور» متهم کرد.
در واقع همان فیلمی که در ونیز با استقبال هیأت داوران روبهرو شد، در داخل اسرائیل به موضوعی برای برخورد سیاسی تبدیل شد. البته درخواست وزیر اسرائیلی به معنای سلب قطعی تابعیت این دو فیلمساز نیست و وزارت کشور اسرائیل نیز در زمان انتشار گزارشها موضع رسمی درباره این درخواست اعلام نکرده بود.
همین اتفاق یک پرسش بزرگ ایجاد میکند: اگر آزادی بیان و آزادی هنری قرار است معیار قضاوت باشد، چرا فیلمسازانی که علیه سیاستهای دولت خود فیلم ساختهاند، بعد از موفقیت بینالمللی با تهدید مقام رسمی کشورشان مواجه میشوند؟
آن طرف ماجرا؛ لاله مرزبان در ونیز
# در همین جشنواره، لاله مرزبان برای بازی در فیلم «مراقب» موفق شد جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افقها» را دریافت کند؛ موفقیتی که از نظر سینمایی قابل توجه است و رسانههای داخلی نیز اصل دریافت این جایزه را تبریکآمیز و مهم دانستهاند.
اما آنچه بیشتر از خود جایزه در فضای رسانهای ایران مورد توجه قرار گرفت، سخنرانی او پس از دریافت جایزه بود.
مرزبان جایزه خود را به زنانی تقدیم کرد که به گفته او برای «کوچکترین میزان آزادی، سنگینترین هزینهها» را پرداختهاند. همین جمله باعث شد بحث گستردهای درباره تصویری که او از زنان ایران در یک تریبون بینالمللی ارائه کرده، شکل بگیرد.
منتقدان این سخنان معتقدند نمیتوان با یک روایت کلی، زندگی و تجربه میلیونها زن ایرانی را در یک تصویر واحد خلاصه کرد. زن ایرانی فقط یک روایت نیست؛ زنان پزشک، استاد دانشگاه، ورزشکار، کارمند، مادر، دانشجو، هنرمند و میلیونها زن دیگر، هرکدام تجربه متفاوتی از زندگی در ایران دارند.
از همینجا بود که بخشی از واکنشها از «تبریک یک جایزه سینمایی» فاصله گرفت و به نقد محتوای سخنرانی رسید.
این در حالی است که بعضی منتقدان با وجود شرایط جنگ تحمیلی علیه ایران، وضعیت سخت تحریم های که مشکلات زیادی برای معیشت، و حتی تهیه دارو برای زنان و کل مردم ایران بوجود آورده است و همچنین شرایط جنگی که به شهادت هزاران زن و کودک توسط نیروهای متجاوز آمریکایی و اسراییلی منجر شده است به مرزبان انتقاد کرده اند.
آنها می گویند مرزبان کودکان تکه تکه شده میناب، زنان و شهدای مقاومت مردم ایران در مقابل متجاوزان را ندیده و فراموش کرده و تجربه تلخ شومن بازی تکراری انجام داده است. حرکتی که می توانست برعکس باشد و از درد و زنج مادران، زنان، کودکان و حتی دردهای مردان این روز ایران بگوید که در مقابل وحشیانه ترین حملات آمریکا و اسراییل تسلیم نشدند و قهرمانانه در مقابل متجاوز با همه کاستی های ایستاده اند.
کاری که دنیا را به تعجب واداشته است و ابرقدرتی آمریکا و زوری گویی اسراییل را به چالشی تاریخ برده است نه اینکه با گفتن جمله کایشه ای "کوچکترین میزان آزادی، سنگینترین هزینهها" خود را به خوراک رسانه های معاند تبدیل کند.
در هر حال مرزبان فرصت تاریخی خود را از دست داد فرصتی که می توانست به صدای بلند مقاومت زنان و مردان ایران در مقابل هجومی برتر از هجوم قوم مغول تبدیل شود. و در مقابل خود را به خوراکی برای رسانه غربی تبدیل کرد.
«شومنبازی» یا استفاده از تریبون جهانی؟
# منتقدان حضور مرزبان در ونیز معتقدند یک جشنواره سینمایی میتواند محل معرفی یک فیلم و موفقیت یک بازیگر باشد، اما تبدیل کردن صحنه دریافت جایزه به تریبونی برای ارائه تصویری یکطرفه از جامعه ایران، مسئلهای جداگانه است.
در فضای رسانهای داخلی نیز این انتقادها شدت گرفت. تابناک در گزارشی با عنوان «لاله مرزبان و آزادی زنان ایران» اساساً این سؤال را مطرح کرد که آیا میتوان همه زنان ایران را با یک روایت واحد توصیف کرد. در گزارش دیگری نیز تصویری انتقادی از حضور مرزبان و همزمانی آن با تصاویر و اخبار مربوط به حادثه میناب منتشر شد.
به همین دلیل، بخشی از منتقدان آنچه در ونیز اتفاق افتاد را نه صرفاً یک سخنرانی، بلکه نوعی «پرسونال برندینگ» و تلاش برای تبدیل یک موفقیت سینمایی به یک موقعیت رسانهای میدانند. البته این تعبیر، برداشت منتقدان است و نمیتوان آن را به عنوان انگیزه قطعی مرزبان مطرح کرد.
یک تفاوت مهم؛ دو فیلمساز چه کردند و مرزبان چه گفت؟
# اینجا شاید مهمترین تفاوت این دو اتفاق مشخص شود.
یووال آبراهام و راشل سزور فیلمی ساختهاند که موضوع مشخصی دارد؛ فیلم آنها درباره جنگ غزه و عملکرد ارتش اسرائیل است و روایت انتقادی خود را در قالب یک اثر سینمایی ارائه کردهاند. آنها حتی پس از دریافت جایزه، با واکنش شدید یک مقام رسمی کشور خود مواجه شدند.
اما لاله مرزبان در لحظه دریافت جایزه، درباره «زنان ایران» سخن گفت و تصویری کلی از وضعیت آزادی آنان ارائه کرد؛ سخنانی که در داخل ایران با واکنشهای انتقادی روبهرو شد.
تفاوت دیگر هم در واکنش رسمی است.
در مورد دو فیلمساز اسرائیلی، یک وزیر رسمی اسرائیل صراحتاً از اقدام برای سلب تابعیت آنها سخن گفت. اما در مورد سخنان مرزبان، دستکم در گزارشهای مورد بررسی، چنین برخوردی از طرف مقامات ایران با او به دلیل بیان این دیدگاهها گزارش نشده است. و اینجا باز یک سئوال اساسی پیش میاید آیا برخورد مقامات اسراییلی با این موضوع و عکس این برخورد در ایران نشان از نبود آزادی در ایران است؟ یا برعکس
با توجه به واکنش مقامات اسرائیلی و عدم وجود این واکنش از طرف مقامات ایرانی می توان نتیجه گرفت آنچه در این صحنه وجود دارد نشان دهنده آزادی در ایران است که شاید در هر جا دنیا وجود ندارد.
ضمن اینکه سخنان و شومن بازی لاله مرزبان هم زیر سئوال می رود چرا که بعید است برای چنین سخن گفتنی در شرایط جنگی کشورش بهای بپردازد.
آزادی بیان؛ ادعا یا واقعیت؟
# همین تفاوت واکنشهاست که بحث آزادی بیان را دوباره وسط میکشد.
اگر یک هنرمند ایرانی بتواند در یک جشنواره بینالمللی روی صحنه برود، درباره وضعیت زنان ایران صحبت کند، جایزهاش را به گروهی از زنان تقدیم کند و پس از بازگشت، صرفاً با موج انتقاد رسانهای و کاربران مواجه شود، نمیتوان این بخش از واقعیت را نادیده گرفت.
در مقابل، وقتی دو فیلمساز اسرائیلی برای ساخت فیلمی انتقادی درباره عملکرد کشور خود جایزه میگیرند و یک وزیر اسرائیلی آنها را به خیانت متهم و تهدید به سلب تابعیت میکند، این اتفاق نیز نمیتواند با شعارهای کلی درباره آزادی بیان نادیده گرفته شود.
البته آزادی بیان فقط با مقایسه برخورد حکومتها سنجیده نمیشود و نقد سخنان یک هنرمند نیز بخشی از فضای عمومی است. مسئله این است که آیا منتقد میتواند نقد کند و هنرمند نیز بتواند حرفش را بزند، بدون اینکه حکومت به دلیل موضع هنری او تابعیتش را تهدید کند؟
در ماجرای ونیز، پاسخ این سؤال دستکم درباره دو فیلمساز اسرائیلی، با اظهارات رسمی یک مقام اسرائیلی وارد مرحلهای جدی شده است.
مردم ایران؛ چرا واکنشها متفاوت شد؟
# یکی از دلایل واکنش منفی بخشی از کاربران ایرانی به سخنان مرزبان، فاصله میان تصویری است که او از «زنان ایران» ارائه کرد و تجربهای است که بسیاری از مردم در زندگی روزمره خود دارند.
این واکنش زمانی حساستر شد که تصاویر جشنواره و فرش قرمز و سخنان مرزبان، همزمان با انتشار اخبار تلخ جنگ و قربانیان آن در ایران و بهویژه حادثه میناب در فضای رسانهای منتشر میشد.
در همین فضا، برخی رسانههای داخلی با انتشار تصاویری از کودکان قربانی میناب در کنار تصاویر جشنواره، این سؤال را مطرح کردند که چرا رنج مردم ایران و قربانیان جنگ نباید به همان اندازه مورد توجه تریبونهای بینالمللی قرار گیرد.
البته این مقایسه به معنای انکار دغدغههای زنان ایرانی نیست. مسئلهای که منتقدان مطرح میکنند این است که آیا یک تریبون جهانی باید فقط یک بخش از واقعیت ایران را برجسته کند و بخشهای دیگر، از جمله رنج مردم در شرایط جنگی، نادیده گرفته شود؟
ونیز؛ جشنوارهای که سیاسیتر از همیشه شد
# شاید به همین دلیل باشد که حاشیههای ونیز امسال حتی از خود جوایز هم بیشتر دیده شد.
یک فیلمساز اسرائیلی درباره جنگ غزه فیلم میسازد و در ونیز تشویق میشود، اما در کشور خودش تهدید به سلب تابعیت میشود.
یک بازیگر ایرانی نیز درباره زنان ایران سخن میگوید، جایزه میگیرد و سخنانش در داخل کشور با انتقاد و واکنش کاربران روبهرو میشود؛ اما صرف بیان این دیدگاهها با تهدید سلب تابعیت یا برخورد مشابه مواجه نیست.
این دو تصویر در کنار هم، دستکم یک سؤال مهم را مطرح میکنند: کدام طرف واقعاً ظرفیت بیشتری برای تحمل صدای مخالف دارد؟
قضاوت نهایی درباره این ماجرا با مخاطب است؛ اما یک نکته روشن است: جشنواره ونیز ۲۰۲۶ دیگر فقط درباره سینما نیست. این جشنواره به صحنهای تبدیل شده که در آن میتوان آزادی بیان، برخورد حکومتها با هنرمندان و حتی نحوه روایت رنج مردم را با یکدیگر مقایسه کرد.
به نظر شما تفاوت رفتار اسرائیل با دو فیلمساز منتقد خودش و واکنش ایران به سخنان لاله مرزبان چه پیامی درباره آزادی بیان دارد؟
آیا سخنان لاله مرزبان را یک اعتراض واقعی به وضعیت زنان ایران میدانید یا معتقدید استفاده از تریبون ونیز برای چنین سخنانی، بیشتر جنبه نمایشی و رسانهای پیدا کرده است؟
و مهمتر از همه؛ وقتی مردم ایران در شرایط جنگی با موشک، حمله و داغ از دست دادن عزیزانشان روبهرو بودند، آیا انتظار داشتید چهرههای ایرانی حاضر در جشنواره ونیز درباره این رنجها نیز سخن بگویند؟
نظر خودتان را در کامنتهای گیزمکس بنویسید؛ بهخصوص اگر معتقدید بین رفتار دو فیلمساز اسرائیلی و حضور لاله مرزبان در ونیز تفاوت مهمی وجود دارد، دیدگاهتان را با دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.
دعوت به کانال گیزمکس
# برای دنبال کردن مهمترین اخبار روز سینما، فناوری، جامعه و حواشی داغ ایران و جهان، به کانال تلگرامی گیزمکس بپیوندید.
خبرهای مهم را سریعتر از همیشه دنبال کنید و در جریان اتفاقاتی باشید که در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی خبرساز میشوند.