محققان دانشگاه کپنهاگ به همراه همکاران بینالمللی خود، دیانای باستانی را از بقایای گرگهایی که قدمت آنها به حدود ۵۰۰۰ سال پیش میرسد، تجزیه و تحلیل کردند. این بقایا در جزیره گوتلند در سوئد پیدا شده است. یافتههای این پژوهش که در مجله مجموعه مقالات انجمن سلطنتی بی منتشر شده، نشان میدهد که این گرگها دارای نشانههای ژنتیکی بودند که پیش از این تصور میشد فقط مختص سگهای اهلی است.
النا مارتینز، نویسنده اصلی این مطالعه و متخصص ژنتیک باستانی در دانشگاه کپنهاگ گفت: «این یافته همهچیز را درباره زمانبندی و جغرافیای اهلیسازی که فکر میکردیم میدانیم، تغییر میدهد. ما در جمعیتهای گرگ در جزایر دورافتاده، با گونههای ژنتیکی روبهرو میشویم که با رامشدگی و سازگاری رژیم غذایی با محیطهای انسانی مرتبط هستند؛ هزاران سال پیش از آنکه مدلهای رایج پیشبینی میکنند.»
این مطالعه ۲۳ نمونه گرگ را که از لایههای استقرارگاههای نوسنگی در گوتلند به دست آمده بودند، بررسی کرد. تاریخگذاری کربن ۱۴ نشان داد که این بقایا مربوط به ۴۸۰۰ تا ۵۲۰۰ سال پیش هستند. تجزیه و تحلیل ژنتیکی، گونههایی از ژنها را شناسایی کرد که با هضم نشاسته، رشد تاج عصبی که همان رامشدگی رفتاری است و پاسخ ایمنی در ارتباط هستند. این ویژگیها بهطور معمول در سگهای اهلی اولیه دیده میشود، اما بهندرت در جمعیتهای گرگ وحشی یافت میشود.
محیطهای جزیرهای بیشتر بهدلیل محدودیت انتقال ژن و فشارهای انتخابی منحصربهفرد، فرآیندهای تکاملی را تسریع میکنند. محققان گمانهزنی میکنند که گرگهای گوتلند ممکن است شکل دیگری از اهلیسازی طبیعی را تجربه کرده باشند؛ یعنی بدون تلاش مستقیم انسان برای پرورش، خود را با سکونتگاههای انسانی وفق داده باشند. از سوی دیگر، این نشانههای ژنتیکی میتواند بازتاب تعاملات اولیه و ثبتنشده میان انسان و جمعیتهای نیمهرام گرگ باشد.
لارس برگستروم، نویسنده و دیرینژنتیکشناس دانشگاه استکهلم توضیح داد: «روایت سنتی این است که انسانها به طور فعال گرگها را انتخاب و پرورش دادند و به سگ تبدیل کردند. اما اگر بعضی از جمعیتهای گرگ پیش از دخالت انسان، خود به خود در مسیر اهلیشدن بودند، چه؟ یا اگر مرز بین وحشی و اهلی بسیار مبهمتر از آن چیزی باشد که تصور میکردیم، چه؟»
این یافتهها پرسشهایی را درباره نقش جغرافیا در اهلیسازی مطرح میکند. بیشتر شواهد مربوط به اهلیسازی اولیه سگ از خشکیهای اصلی اوراسیا به دست آمده است، اما جمعیتهای جزیرهای مانند آنچه در گوتلند یافت شد، ممکن است مسیرهای تکاملی متمایزی را پیموده باشند. این مطالعه نشان میدهد که ویژگیهای شبیه به اهلیسازی میتوانسته است در مکانها و زمینههای متعددی ظهور کند، که ایده وقوع اهلیسازی در یک رویداد واحد را به چالش میکشد.
بعضی منتقدان نسبت به نتیجهگیری اغراقآمیز از اطلاعات ژنتیکی ابراز نگرانی میکنند. دکتر سارا چن، زیستشناس فرگشتی دانشگاه کالیفرنیا، برکلی خاطرنشان کرد: «ویژگیهای ژنتیکی مرتبط با اهلیسازی میتوانند از طریق انتخاب طبیعی نیز ایجاد شوند. ما به شواهد بیشتر باستانشناختی، رفتاری و ژنومی نیاز داریم تا تأیید کنیم که آیا این گرگها واقعاً به گونهای با انسان تعامل داشتهاند که به اهلیسازی مرتبط باشد.»
تیم تحقیقاتی قصد دارد تحلیل خود را به دیگر جمعیتهای گرگ در جزایر و مناطق ساحلی شمال اروپا گسترش دهد. همچنین هدف آنها تلفیق دادههای ایزوتوپهای پایدار برای بازسازی رژیم غذایی این سگسانان باستانی است که میتواند نشان دهد آیا آنها از زبالههای سکونتگاههای انسانی تغذیه میکردند یا بهطور مستقل شکار میکردند.
فراتر از مباحث آکادمیک، این کشف پیامدهایی برای حفاظت از محیط زیست دارد. درک این که چگونه سگسانان وحشی خود را با محیطهای دستکاریشده توسط انسان وفق میدهند، میتواند استراتژیهایی را برای مدیریت جمعیتهای معاصر گرگ در مناطقی که تعارض انسان و حیات وحش در حال افزایش است، ارائه دهد.
همانطور که یکی از محققان خلاصه کرده است: «اهلیسازی یک تغییر ناگهانی نیست که یک شبه رخ دهد، بلکه یک طیف است، و این گرگهای پنج هزار ساله به ما یادآوری میکنند که طبیعت داستانهایی پیچیدهتر از آنچه در کتابهای درسی میخوانیم، روایت میکند.»