برنامه «با ضیا» این روزها با یک حاشیه جدیتر از یک جنجال معمول رسانهای روبهرو شده است؛ اظهاراتی که در برخی قسمتهای این برنامه مطرح شده، با واکنشهای گسترده مواجه شده و حالا موضوع به اعلام جرم دادستانی تهران علیه عوامل تولید و مهمانان برنامه رسیده است.
ماجرا از جایی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مرز میان «نقد» و «اتهام»، یا میان یک گفتوگوی صریح و طرح ادعاهای بدون پشتوانه، در یک برنامه پرمخاطب بسیار حساس است. وقتی یک ادعا درباره یک فرد، مسئول یا شخصیت عمومی مطرح میشود، صرف قرار گرفتن آن در قالب گفتوگو نمیتواند جای خالی سند و مدرک را پر کند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای داخلی، دادستانی تهران در ارتباط با مطالب مطرحشده در برنامه «با ضیا» موضوع را از منظر انتشار مطالب خلاف واقع و تشویش اذهان عمومی پیگیری کرده است. بنابراین ماجرا دیگر صرفاً اختلاف نظر میان کاربران فضای مجازی یا واکنشهای موافق و مخالف نیست و ابعاد قضایی پیدا کرده است.
یکی از بخشهای جنجالی ماجرا به گفتوگوی علی ضیا با پوریا بختیاری، بلاگر اقتصادی، مربوط میشود. در این گفتوگو مطالبی درباره شهید ابراهیم رئیسی مطرح شد که واکنش بنیاد شهید رئیسی را به دنبال داشت و موضوع شکایت و اعلام جرم نیز در گزارشهای رسانههای داخلی بازتاب پیدا کرد.
مسئلهای که در این میان باید روشن شود، تفاوت میان «انتقاد» و «تخریب» است. انتقاد، حتی اگر تند و صریح باشد، زمانی میتواند قابل دفاع باشد که بر اطلاعات قابل بررسی، اسناد یا استدلال مشخص تکیه داشته باشد. اما وقتی درباره عملکرد یا شخصیت یک فرد ادعاهایی مطرح میشود که امکان راستیآزمایی آنها وجود ندارد یا سندی برایشان ارائه نمیشود، مخاطب با یک سؤال جدی روبهرو خواهد شد: این دیگر نقد است یا صرفاً یک ادعا؟
در یک برنامه گفتوگومحور، مسئولیت فقط بر عهده مهمان نیست. مجری نیز وظیفه دارد در برابر ادعاهای حساس، سؤال دقیق بپرسد، درباره منبع ادعا توضیح بخواهد و اجازه ندهد یک اتهام یا روایت اثباتنشده صرفاً به دلیل جذابیت رسانهای به مخاطب منتقل شود.
اتفاقاً تفاوت یک گفتوگوی حرفهای با یک برنامه صرفاً جنجالی همینجاست. مصاحبهگر حرفهای قرار نیست هر حرفی را که مهمان میزند تأیید کند؛ وظیفه او این است که از مهمان درباره سند، منبع و پشتوانه حرفش سؤال کند. اگر ادعایی جدی مطرح میشود، باید فرصت پاسخگویی طرف مقابل یا دستکم امکان بررسی مستقل آن نیز وجود داشته باشد.
از این منظر، بخشی از انتقادها به «با ضیا» نه صرفاً متوجه محتوای سخنان مهمانان، بلکه متوجه شیوه مواجهه برنامه با ادعاهای حساس است. اینکه یک چهره شناختهشده در مقابل دوربین حرفی جنجالی بزند، نباید به این معنا باشد که همان ادعا بدون بررسی در ذهن مخاطب به عنوان واقعیت ثبت شود.
البته باید میان «اعلام جرم» و «محکومیت قضایی» نیز تفاوت قائل شد. اعلام جرم به معنای صدور حکم قطعی درباره مجرمیت افراد نیست و رسیدگی قضایی باید مسیر قانونی خود را طی کند. آنچه اکنون اهمیت دارد این است که موضوع اظهارات مطرحشده در برنامه به مرحله پیگیری قضایی رسیده است.
در همین حال، برخی رسانههای داخلی با انتقاد از عملکرد «با ضیا» معتقدند استفاده از ادعاهای تند و جنجالی برای جلب توجه مخاطب، میتواند هزینه سنگینی برای یک برنامه رسانهای داشته باشد. روزنامهنگاری و برنامهسازی حرفهای در نهایت با تعداد بازدید و وایرالشدن یک کلیپ سنجیده نمیشود؛ اعتبار رسانه نیز بخشی از سرمایهای است که به آسانی به دست نمیآید و به سادگی میتواند از بین برود.
ماجرا یک پرسش اساسی را هم پیش روی رسانههای اینترنتی قرار داده است: آیا هر حرف جنجالی که مخاطب را پای صفحه نگه میدارد، ارزش انتشار دارد؟
پاسخ به این سؤال اهمیت زیادی دارد؛ چون فضای مجازی، برخلاف یک گفتوگوی خصوصی، امکان انتشار و بازنشر یک ادعای اثباتنشده را در چند دقیقه برای میلیونها نفر فراهم میکند. اصلاح یک خبر اشتباه یا تکذیب یک ادعا نیز معمولاً به اندازه انتشار اولیه آن دیده نمیشود.
در نهایت، اگر قرار است «با ضیا» یک برنامه گفتوگومحور باشد، انتظار طبیعی مخاطب این است که میان «گفتن یک ادعا» و «اثبات آن ادعا» تفاوت وجود داشته باشد. مهمان میتواند نظر خودش را مطرح کند، اما رسانه باید نسبت به صحت و تبعات انتشار ادعاهای حساس مسئولانهتر رفتار کند.
به نظر شما مرز میان انتقاد و تخریب در برنامههای اینترنتی کجاست؟
آیا مجری یک برنامه گفتوگومحور باید درباره ادعاهای مهمان از او سند و مدرک بخواهد یا مسئولیت گفتههای مهمان کاملاً بر عهده خود اوست؟
و مهمتر از همه؛ آیا به نظر شما استفاده از ادعاهای جنجالی و اثباتنشده برای جذب مخاطب، به اعتبار رسانه و اعتماد مردم آسیب میزند؟
نظر خودتان را در بخش کامنتهای گیزمکس بنویسید و اگر برنامه «با ضیا» را دیدهاید، درباره نحوه طرح و مدیریت این اظهارات با دیگر کاربران گفتوگو کنید.