اگر قرار باشد یک عصر جمعه را با پدر خانواده و یک فیلم اکشن سپری کنید، احتمالاً لازم نیست خیلی دنبال انتخاب عجیب و غریبی بگردید. کافی است یکی از همان اسمهای آشنا روی پوستر باشد؛ جیسون استاتهام، لیام نیسون، جرارد باتلر یا دنزل واشنگتن. فیلم شاید داستان پیچیدهای نداشته باشد، اما قرار است چیزی را تحویل بدهد که از همان ابتدا قولش را داده است: چند ساعت تعقیب و گریز، درگیری، انتقام و قهرمانی که تا آخرین لحظه کوتاه نمیآید.
این همان چیزی است که در سالهای اخیر با عنوان «فیلم باباپسند» یا Dad Movie شناخته میشود؛ فیلمهایی که معمولاً قهرمان اصلیشان مردی میانسال، کمحرف و سرسخت است که زندگی آرامی دارد تا اینکه یک اتفاق همهچیز را به هم میریزد. از آن لحظه به بعد هم معمولاً کسی نمیتواند جلویش را بگیرد.
البته این مدل سینما چیز تازهای نیست. پدرهای نسلهای قبل با آرنولد شوارتزنگر، سیلوستر استالونه، ژان کلود ون دام، بروس ویلیس و جکی چان بزرگ شدند. تفاوت اینجاست که قهرمان اکشن امروز دیگر الزاماً یک ماشین عضلانی شکستناپذیر نیست. حالا مردی خسته، زخمی و حتی کمی عبوس میتواند همان نقش را بازی کند؛ مردی که شاید از جنگیدن خسته شده باشد، اما وقتی مجبور شود، هنوز بلد است چطور کار را تمام کند.
در سال ۲۰۲۶، جیسون استاتهام با فیلم Mutiny دوباره یکی از بهترین نمونههای همین سینماست. همین موضوع هم بهانه خوبی است تا نگاهی داشته باشیم به ستارههایی که در این سالها نامشان با اکشنهای مردانه و تماشای خانوادگی فیلمهای پرهیجان گره خورده است.
۱. جیسون استاتهام؛ پادشاه بیرقیب اکشنهای باباپسند
# اگر قرار باشد فقط یک اسم را برای این فهرست انتخاب کنیم، انتخاب جیسون استاتهام چندان دشوار نیست.
استاتهام از آن بازیگرانی است که مخاطب تقریباً میداند از فیلم جدیدش چه میخواهد و خود بازیگر هم هیچ تلاشی برای پنهان کردن این موضوع ندارد. قرار نیست هر بار با یک شخصیت پیچیده روانشناختی یا داستانی پر از پیچشهای عجیب روبهرو شویم. استاتهام میآید، مشکلی پیدا میکند و بعد باید منتظر باشیم تا آدمهای اشتباهی که سر راهش قرار گرفتهاند، هزینه کارشان را بدهند.
The Beekeeper یکی از نمونههای خوب این فرمول بود و Mutiny هم دوباره او را به همان زمین بازی برگردانده است.
جیسون استاتهام در فیلم «Mutiny» بار دیگر در نقش قهرمانی خشن و بیرحم به دل یک ماجرای پرخطر میزند. در Mutiny، استاتهام نقش کول رید را بازی میکند؛ مردی با گذشته نظامی که پس از کشته شدن دوستش، خودش به مظنون اصلی تبدیل میشود. جستوجوی قاتل او را به یک کشتی باری میرساند؛ جایی که ماجرا خیلی بزرگتر از یک قتل ساده است و پای یک شبکه قاچاق انسان هم به داستان باز میشود.
نکته جالب این فیلم فقط حضور استاتهام نیست. بخشهایی از فیلم روی یک کشتی واقعی فیلمبرداری شده و همین موضوع به فضای بسته و خشن داستان حس واقعیتری داده است.
استاتهام در چنین فیلمهایی دقیقاً همان چیزی است که تماشاگر انتظار دارد؛ نه بیشتر، نه کمتر. شاید همین صداقت یکی از دلایل ماندگاری او باشد.
۲. لیام نیسون؛ پدری که با یک تلفن همهچیز را شروع کرد
# قبل از Taken کمتر کسی لیام نیسون را به عنوان یک ستاره اکشن تمامعیار میشناخت. اما همهچیز با نقش برایان میلز تغییر کرد.
پدر سابق سازمانهای امنیتی که دخترش ربوده شده و حالا باید در کوتاهترین زمان ممکن او را پیدا کند، به یکی از ماندگارترین قهرمانان اکشن قرن جدید تبدیل شد.
نیسون برخلاف ستارههای عضلانی دهه ۸۰ و ۹۰، با قدرت بدنی به تنهایی قهرمان نمیشود. صدای بم، قد بلند، نگاه سرد و مهمتر از همه، حس پدری در شخصیت او بخش بزرگی از جذابیت Taken بود.
لیام نیسون در نقش برایان میلز در فیلم «Taken»؛ پدری که برای نجات دخترش وارد یک بازی خطرناک میشود. بعد از آن فیلم، موجی از آثار مشابه شکل گرفت و نیسون بارها در نقش مردی قرار گرفت که ظاهراً زندگی معمولی دارد، اما وقتی شرایط مجبورش میکند، گذشته خطرناکش را دوباره بیرون میکشد.
The Grey نیز نمونه متفاوتی از توانایی او در نگه داشتن یک فیلم تقریباً به تنهایی است؛ فیلمی که به جای دشمنان مسلح، او را مقابل طبیعت و گرگها قرار میدهد.
۳. جرارد باتلر؛ مردی که هنوز بلد است فیلم اکشن بسازد
# جرارد باتلر مسیر عجیبی را طی کرده است. از 300 و لئونیداس شروع کرد، دورهای را با فیلمهای متوسط پشت سر گذاشت و بعد دوباره با آثاری مثل Den of Thieves، Greenland و Plane خودش را به مخاطب اکشن یادآوری کرد.
باتلر از آن بازیگرانی نیست که بخواهند قهرمانشان بیش از حد پیچیده باشد. حتی وقتی یک خلبان گرفتار یا مأموری در شرایط بحرانی را بازی میکند، چیزی از همان انرژی آشنای لئونیداس در شخصیتش باقی میماند.
جرارد باتلر در فیلم «Plane» خلبانی است که پس از سقوط هواپیما باید از مسافرانش در برابر تهدیدهای مرگبار محافظت کند. Plane نمونه خوبی از همین فرمول است؛ داستانی ساده، موقعیتی خطرناک و مردی که باید از مسافرانش محافظت کند. این همان نوع فیلمی است که لازم نیست برای لذت بردنش بیش از حد فکر کنید.
گاهی دقیقاً همین ویژگی نقطه قوت فیلم است.
۴. نیکلاس کیج؛ دیوانهترین انتخاب این فهرست
# نیکلاس کیج را نمیشود به راحتی در یک ژانر جا داد. او یک روز در یک درام جدی بازی میکند و روز دیگر در فیلمی ظاهر میشود که احتمالاً هیچ بازیگر دیگری حاضر نیست چنین نقشی را قبول کند.
همین غیرقابلپیشبینی بودن، کیج را جذاب میکند.
او در سالهای اخیر بیشتر به سمت فیلمهای مستقل و متفاوت رفته، اما هنوز همان انرژی دیوانهوار سالهای جوانی را دارد. کیج حتی وقتی فیلم چندان فوقالعاده نیست، معمولاً چیزی برای دیدن به مخاطب میدهد؛ یک نگاه، یک واکنش یا یک اجرای عجیب که فیلم را از حالت کاملاً معمولی خارج میکند.
نیکلاس کیج در «Spider-Noir» وارد دنیایی تاریک و نوآر میشود؛ یکی از متفاوتترین پروژههای او در سال ۲۰۲۶. بازگشت او در Spider-Noir در سال ۲۰۲۶ نیز نشان داد که کیج همچنان میتواند وارد پروژههای بزرگ شود و این بار در فضای نوآر دهه ۱۹۳۰ ظاهر شود.
۵. راسل کرو؛ وقتی یک ستاره بزرگ وارد سینمای اکشن میشود
# Russell Crowe احتمالاً اولین اسمی نیست که با شنیدن عبارت «فیلم باباپسند» به ذهن میرسد. اما اگر چند فیلم اخیرش را نگاه کنیم، حضور او در این فهرست چندان عجیب نیست.
کرو هنوز همان بازیگری است که در Gladiator و Master and Commander نشان داد چه وزن و حضوری روی پرده دارد. حتی وقتی فیلمی متوسط است، معمولاً حضور او باعث میشود اثر کمی جدیتر به نظر برسد.
-بیشتر بخوانید: ظاهر جدید راسل کرو برای Highlander؛ بازگشت رامیرز با شمشیر و آمادگی بدنی متفاوت
راسل کرو در «Land of Bad» از اتاق عملیات، هدایت یک مأموریت نظامی خطرناک را بر عهده دارد. در Land of Bad هم او بیشتر از آنکه قهرمان اکشن کلاسیک باشد، از پشت صحنه یک عملیات را هدایت میکند. اما همان صدای آرام و حضور سنگین کافی است تا فیلم شخصیت پیدا کند.
۶. باب ادنکرک؛ وقتی یک مرد معمولی ناگهان خطرناک میشود
# یکی از جذابترین ایدههای سالهای اخیر سینمای اکشن، تبدیل یک آدم کاملاً معمولی به یک ماشین مبارزه بود.
Nobody دقیقاً از همین ایده استفاده کرد.
باب ادنکرک در نقش مردی ظاهر شد که در نگاه اول شبیه هر پدر خانواده دیگری است؛ کار، خانه، خانواده و زندگی تکراری. اما یک اتفاق کوچک باعث میشود گذشته خشونتآمیز او دوباره خودش را نشان دهد.
تفاوت Nobody با بسیاری از فیلمهای مشابه این است که ادنکرک تلاش نمیکند شبیه استاتهام یا دواین جانسون باشد. اتفاقاً ظاهر معمولی و حتی کمی دستوپاچلفتی اوست که صحنههای درگیری را جذابتر میکند.
باب ادنکرک در «Nobody» مردی معمولی است که گذشته خشن خود را پشت زندگی آرام خانوادگی پنهان کرده است. وقتی چنین مردی ناگهان میزند به دل یک گروه خلافکار، تماشاگر دقیقاً میداند قرار است چه اتفاقی بیفتد؛ اما باز هم دوست دارد آن را ببیند.
۷. دیو باتیستا؛ غول مهربان سینمای اکشن
# دیو باتیستا مسیرش را از کشتی کج شروع کرد و خیلی زود ثابت کرد که قرار نیست فقط یک بازیگر با هیکل بزرگ باشد.
نقش دراکس در Guardians of the Galaxy به او فرصت داد وجه کمدیاش را نشان دهد و بعد فیلمهایی مثل Dune و Knock at the Cabin ثابت کردند که تواناییهای دیگری هم دارد.
دیو باتیستا با فیزیک متفاوت و حضور پررنگش به یکی از چهرههای شناختهشده نسل جدید سینمای اکشن تبدیل شده است. در فیلمهای اکشن، چیزی که باتیستا را متمایز میکند ترکیب هیکل ترسناک با نوعی آرامش و حتی اندوه در چهره است. او لازم نیست زیاد حرف بزند تا متوجه شویم شخصیتش میتواند در چند ثانیه اوضاع را به هم بریزد.
سال ۲۰۲۶ نیز برای او سال شلوغی بود؛ از The Wrecking Crew گرفته تا انتخابش برای نقش کریتوس در نسخه لایواکشن God of War.
۸. دواین جانسون؛ وقتی اکشن با خانواده قاطی میشود
# دواین جانسون شاید به اندازه استاتهام خشن نباشد، اما اگر بخواهیم مفهوم «باباپسند» را به معنای واقعی کلمه تعریف کنیم، حضور او کاملاً منطقی است.
در San Andreas، Rampage و Skyscraper، تقریباً همیشه با مردی طرفیم که وسط یک بحران بزرگ فقط یک هدف دارد: خانوادهاش را نجات دهد.
جانسون برخلاف بسیاری از ستارههای اکشن، حتی وسط خطرناکترین موقعیتها هم لبخند میزند و شوخی میکند. همین ویژگی باعث شده فیلمهایش برای تماشای خانوادگی مناسبتر باشند.
دواین جانسون در «San Andreas» برای نجات خانوادهاش در میان یکی از بزرگترین زلزلههای تاریخ کالیفرنیا مبارزه میکند. San Andreas شاید بهترین نمونه این فرمول باشد؛ یک پدر، یک خانواده گرفتار، یک فاجعه عظیم و البته مقدار زیادی جلوه ویژه.
۹. مل گیبسون؛ نسل قدیمی هنوز حرفی برای گفتن دارد
# مل گیبسون متعلق به همان نسلی است که اساساً بخشی از تعریف سینمای اکشن مدرن را ساخت.
از Lethal Weapon تا آثار بعدی، گیبسون سالها یکی از چهرههای اصلی این ژانر بود. اگرچه مسیر حرفهای او در سالهای اخیر با حاشیههای زیادی همراه بوده و بسیاری از فیلمهای جدیدش در سطح آثار کلاسیکش نیستند، اما نمیتوان تأثیر او بر سینمای اکشن را نادیده گرفت.
مل گیبسون از ستارههای قدیمی سینمای اکشن است که بخش مهمی از دوران طلایی این ژانر را با فیلمهایی مانند Lethal Weapon رقم زد. Dragged Across Concrete یکی از نمونههایی است که نشان میدهد گیبسون هنوز هم میتواند در یک اکشن خشن و جدی حضور مؤثری داشته باشد.
-بیشتر بخوانید: رستاخیز مسیح فقط ادامه یک فیلم نیست؛ مل گیبسون سراغ دنیای فرشتگان و شیاطین میرود
او از آن بازیگرانی است که فقط با چند دهه سابقه، بخش مهمی از تاریخ این ژانر را با خود حمل میکند.
۱۰. دنزل واشنگتن؛ اکشن وقتی کمی کلاس به خودش میگیرد
# دنزل واشنگتن را شاید نتوان یک «ستاره اکشن معمولی» دانست. تفاوت او با بسیاری از نامهای این فهرست در این است که حتی وقتی وارد یک فیلم اکشن ساده میشود، شخصیت و وقار خودش را حفظ میکند.
Man on Fire و مجموعه The Equalizer بهترین نمونهها هستند.
رابرت مککال در The Equalizer برخلاف قهرمانان جوان و پرسروصدا، آرام است. اول نگاه میکند، شرایط را میسنجد و بعد تصمیم میگیرد وارد ماجرا شود. خشونت او هم بیشتر حسابشده است تا نمایشی.
دنزل واشنگتن در نقش رابرت مککال در «The Equalizer»؛ قهرمانی آرام که وقتی پای بیعدالتی به میان میآید، دست به کار میشود. شاید به همین دلیل است که فیلمهای اکشن واشنگتن حتی برای کسانی که علاقه زیادی به این ژانر ندارند هم جذابیت دارند.
یک نام برای نسل بعد؛ آلن ریچسون
# اگر قرار باشد از بین نسل جدید فقط یک نفر را کنار این اسمهای قدیمی قرار دهیم، آلن ریچسون انتخاب بدی نیست.
ریچسون با نقش جک ریچر در سریال Reacher خودش را به عنوان یک قهرمان اکشن تازه تثبیت کرد. قد و فیزیک بدنی او برای چنین نقشهایی کاملاً مناسب است، اما چیزی که اهمیت بیشتری دارد، نوع حضورش مقابل دوربین است؛ کمحرف، جدی و در عین حال نهچندان عبوس.
آلن ریچسون با بازی در نقش جک ریچر به یکی از چهرههای تازه و محبوب سینمای اکشن و سریالهای اکشن تبدیل شده است. او در سالهای اخیر در پروژههایی مانند Playdate و War Machine نیز حضور داشته و با ادامه Reacher و دیگر پروژههای اکشن، به نظر میرسد هنوز بخش مهمی از مسیرش را پیش رو دارد.
چرا فیلمهای «باباپسند» هنوز جواب میدهند؟
# شاید دلیل محبوبیت این فیلمها خیلی سادهتر از چیزی باشد که تصور میکنیم.
تماشاگر همیشه برای دیدن یک شاهکار سینمایی پای تلویزیون نمینشیند. گاهی بعد از یک روز طولانی فقط میخواهد فیلمی ببیند که تکلیفش روشن باشد؛ قهرمان را بشناسد، آدم بد را تشخیص دهد و مطمئن باشد که در پایان، حسابها تسویه میشوند.
این فیلمها چنین وعدهای میدهند.
نسل پدرهای امروز زمانی با آرنولد، استالونه، بروس ویلیس، جکی چان و ون دام فیلم میدید. حالا نوبت استاتهام، نیسون، باتلر، دنزل واشنگتن و ریچسون است که همان جایگاه را برای نسل جدیدتر پر کنند.
بیشتر بخوانید: رابرت دنیرو؛ از «پدرخوانده ۲» تا ماندگارترین نقشهای تاریخ سینما
شاید سینمای اکشن امروز از نظر جلوههای ویژه و تکنولوژی فاصله زیادی با دهههای قبل گرفته باشد، اما یک چیز هنوز تغییر نکرده است: گاهی بهترین انتخاب برای یک بعدازظهر خستهکننده، همان فیلمی است که میدانی قرار است در آن قهرمان آخرش بلند شود، یقه آدم بد را بگیرد و کار را تمام کند.