قوانین مخفی که به حیوانات امکان برقراری ارتباط با یکدیگر را می‌دهند

آیا حیوانات مختلف با هم در ارتباط هستند؟

تکفارس
نویسنده: عباس پور اشرف
سه شنبه 02 تیر 1405
ارتباط حیوانات با هم
قوانین مخفی که به حیوانات امکان برقراری ارتباط با یکدیگر را می‌دهند

در دنیای حیوانات، ممکن است یک گونه جانوری از طریق بوها ارتباط برقرار کند، گونه‌ای دیگر از حرکات بدنی برای انتقال پیام بهره ببرد و گونه‌ای سوم به صداها متکی باشد.

در این میان، سوءبرداشت‌ها می‌توانند پیامدهای خطرناکی به همراه داشته باشند. موجودی که در ابتدا به‌عنوان یک شریک بالقوه دیده می‌شود، ممکن است در واقع یک رقیب، یک انگل یا حتی یک شکارچی باشد.

نویسندگان یک پژوهش تازه توضیح می‌دهند که این خلأ در شناخت ما اهمیت زیادی دارد، زیرا همکاری میان گونه‌های مختلف جانوری ویژگی‌هایی از چندین نوع تعامل زیستی را در خود جای داده است. چنین همکاری‌هایی با دیگر روابط همیاری در طبیعت شباهت‌هایی دارند؛ از جمله نیاز به ارتباط میان گونه‌های متفاوت و همچنین افزایش خطر آسیب‌دیدن یا مورد سوءاستفاده قرار گرفتن.

این مطالعه جدید بررسی می‌کند که گونه‌های مختلف چگونه از طریق تبادل اطلاعات بر این موانع غلبه می‌‌نمایند. پژوهشگران معتقدند نشانه‌ها و پیام‌ها به جانوران کمک می‌کنند تا شریک‌های احتمالی را تشخیص دهند، میزان تمایل آن‌ها به همکاری را بسنجند و ارزیابی کنند که تا چه اندازه می‌توان به رفتار آن‌ها اعتماد کرد.

نویسندگان تحقیق می‌گویند که نشانه‌ها و پیام‌ها احتمالاً در همکاری میان گونه‌های جانوری نقش بسیار مهمی دارند. این نوع ویژه از همیاری، به هماهنگی رفتاری لحظه‌به‌لحظه و تعاملی نیاز دارد تا هر دو طرف بتوانند به منافع مشترک دست پیدا کنند.

این پژوهش با کنار هم قرار دادن شواهد مربوط به شکل‌های مختلف همکاری بین گونه‌ها، چارچوبی ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد ارتباطات چگونه شکل‌گیری این مشارکت‌های غیرمنتظره را امکان‌پذیر می‌کند.

کاهش خطر و عدم قطعیت در همکاری حیوانات

این مطالعه نتیجه یک تلاش گسترده میان‌رشته‌ای است که ۵۸ پژوهشگر از حوزه‌هایی مانند رفتارشناسی جانوران، بوم‌شناسی، زیست‌شناسی تکاملی، انسان‌شناسی و زبان‌شناسی در آن مشارکت داشتند.

تیم پژوهشی به‌ جای تمرکز بر یک گونه یا یک اکوسیستم خاص، شواهد مربوط به طیف گسترده‌ای از روابط همکاری‌آمیز را بررسی کرد تا اصول مشترکی را شناسایی کند که به گونه‌های متفاوت اجازه می‌دهد فعالیت‌های خود را هماهنگ سازند.

آنچه توجه پژوهشگران را جلب نمود، جزئیات یک رابطه خاص نبود، بلکه چالشی بود که در همه این همکاری‌ها دیده می‌شد؛ یعنی وجود عدم قطعیت. هر زمان که افراد متعلق به دو گونه مختلف با یکدیگر روبه‌رو می‌شوند، باید به‌نوعی تشخیص دهند که آیا همکاری ارزش پذیرش خطرات احتمالی را دارد یا خیر.

پژوهشگران دریافتند بسیاری از نظام‌های همکاری دارای سازوکارهایی هستند که این عدم اطمینان را کاهش می‌دهند. این سازوکارها می‌توانند شامل نمایش‌های بصری، صداها، ترکیبات شیمیایی، حالت‌های بدنی یا الگوهای رفتاری تکرارشونده باشند. هرچند شکل این ابزارها متفاوت است، اما همگی هدفی مشابه دارند؛ آن‌ها اطلاعاتی فراهم می‌کنند که به یک گونه امکان می‌دهد رفتار گونه دیگر را پیش‌بینی کند.

از این منظر، ارتباطات بیشتر از آنکه شبیه یک گفت‌وگو باشند، نوعی سازوکار برای کاهش عدم اطمینان به شمار می‌روند. پیام‌ها می‌توانند هویت شریک را آشکار سازند، نشان دهند که آیا او قصد همکاری دارد یا نه و مشخص سازند که رفتار او تا چه اندازه قابل پیش‌بینی است. افزایش قابلیت پیش‌بینی رفتارها، خطراتی را که در حالت عادی مانع همکاری می‌شوند، کاهش می‌دهد.

نمونه‌ای از این موضوع در همکاری میان پرندگان راهنمای عسل و انسان‌ها در بخش‌هایی از آفریقا دیده می‌شود. این پرندگان با استفاده از صداها و رفتارهای خاص، انسان‌ها را به سمت کندوهای زنبورهای وحشی هدایت می‌کنند و انسان‌ها نیز در طول جست‌وجو با پیام‌های صوتی خود پاسخ می‌دهند. در نتیجه، هر دو طرف به منابعی دست پیدا می‌کنند که به‌تنهایی نمی‌توانستند به همان اندازه کارآمد به آن‌ها دسترسی یابند.

از سرنخ‌های اتفاقی تا زبان‌های زیستی

این پژوهش همچنین به بررسی چگونگی تکامل سامانه‌های ارتباطی در گذر زمان پرداخته است. پژوهشگران میان سرنخ‌ها و پیام‌ها تمایز قائل می‌شوند. سرنخ، اطلاعاتی را در اختیار گونه‌ای دیگر قرار می‌دهد، اما به‌طور اختصاصی برای برقراری ارتباط تکامل نیافته است. در مقابل، پیام به‌واسطه فرایند تکامل شکل گرفته، زیرا بر نحوه واکنش موجودات دیگر تأثیر می‌گذارد. با این حال، نویسندگان تأکید می‌کنند که پیام‌ها می‌توانند از دل سرنخ‌ها پدید آیند.

در این مطالعه به تعاملات مربوط به ماهی‌های پاک‌کننده رنگارنگ در صخره‌های مرجانی اشاره شده است. ظاهر متمایز و رفتار ویژه این ماهی‌ها به سایر ماهی‌ها کمک می‌کند تا آن‌ها را به‌عنوان همکاران پاک‌کننده شناسایی کنند، نه به‌عنوان طعمه.

به گفته پژوهشگران، ویژگی‌هایی که به‌طور قابل اعتماد اطلاعات مفیدی منتقل می‌نمایند، در صورتی که گونه‌های دیگر از واکنش به آن‌ها سود ببرند، به‌تدریج اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. در طول زمان، انتخاب طبیعی می‌تواند این نوع تعاملات را تقویت کند.

افرادی که اطلاعات شفاف‌تر و دقیق‌تری ارائه می‌کنند، فرصت‌های بیشتری برای همکاری به دست می‌آورند. در مقابل، موجوداتی که در تفسیر این اطلاعات عملکرد بهتری دارند، منافع بیشتری کسب می‌کنند. نویسندگان معتقدند این فرایند می‌تواند به هم‌تکاملی منجر شود؛ وضعیتی که در آن یک گونه در انتقال اطلاعات کارآمدتر می‌شود و گونه دیگر در درک و تفسیر آن پیشرفت می‌کند.

به این ترتیب، آنچه در ابتدا تنها یک سرنخ تصادفی بوده است، به‌تدریج می‌تواند به پیامی تخصصی‌تر تبدیل شود که هماهنگی میان گونه‌های همکار را تسهیل می‌کند. پژوهشگران همچنین دریافتند که این سامانه‌های ارتباطی همیشه ثابت و تغییرناپذیر نیستند. برخی از آن‌ها ثبات چشمگیری دارند، در حالی که برخی دیگر بسته به محیط‌ها و جمعیت‌های مختلف دچار تغییر می‌شوند. این انعطاف‌پذیری نشان می‌دهد ارتباطات میان گونه‌ها نه‌تنها تحت تأثیر تکامل قرار دارند، بلکه شرایط بوم‌شناختی محلی و در برخی موارد فرایند یادگیری نیز در شکل‌گیری آن‌ها نقش ایفا می‌کند.

قوانین پنهان همکاری

به اعتقاد نویسندگان پژوهش، همکاری میان گونه‌های جانوری فرصتی ارزشمند برای بررسی روند تکامل ارتباطات فراهم می‌کند. آن‌ها استدلال می‌کنند که مطالعه نحوه تبادل اطلاعات میان گونه‌ها برای هماهنگ‌سازی رفتارها نشان می‌دهد ارتباطات می‌تواند یکی از پایه‌های پنهان همکاری در طبیعت باشد.

پژوهشگران با مقایسه همکاری بین گونه‌ها با سامانه‌های ارتباطی موجود درون یک گونه و همچنین دیگر روابط همیاری، چارچوب گسترده‌تری برای درک چگونگی شکل‌گیری و تداوم همکاری‌ها ارائه می‌دهند.

در عین حال، آن‌ها تأکید می‌کنند که بسیاری از اشکال ارتباط میان گونه‌ها هنوز به‌خوبی شناخته نشده‌اند. علت این موضوع آن است که بیشتر مطالعات تنها بر تعداد محدودی از نمونه‌های مشهور تمرکز داشته‌اند و بسیاری از گونه‌ها و زیست‌بوم‌ها همچنان مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.

تحقیقات آینده به بررسی چگونگی پیدایش پیام‌ها، نحوه تغییر آن‌ها در میان جمعیت‌های مختلف و شیوه تکامل سامانه‌های ارتباطی میان گونه‌های همکار خواهد پرداخت.

در حال حاضر، پیام اصلی این پژوهش بسیار روشن است. همکاری به این معنا نیست که حیوانات باید زبان مشترکی داشته باشند. آنچه اهمیت دارد، وجود اطلاعاتی کافی است تا هر شریک بتواند دیگری را شناسایی کند، رفتار او را تفسیر نماید و به آن واکنش مناسب نشان دهد. در جهان طبیعت، همین توانایی ممکن است برخوردی پرخطر را به شراکتی پایدار و ماندگار تبدیل کند.

نتایج این مطالعه در نشریه Animal Behaviour منتشر شده است.

    نظرات کاربرانکپی متنکپی لینک