در واپسین سالهای جنگ جهانی دوم، مهندسان آلمان نازی روی طرحی غیرمعمول برای ساخت یک جنگنده پرسرعت کار کردند؛ هواپیمایی که قرار بود بهجای اتکا به سوختهای مایع متداول، از زغالسنگ برای تأمین انرژی موتور رمجت استفاده کند.
این پروژه با نام Lippisch P.13a شناخته میشد و هدف آن ساخت یک رهگیر با بالهای مثلثی و توانایی پرواز در سرعتهای بسیار بالا بود. با این حال، این هواپیما هیچگاه به یک جنگنده عملیاتی تبدیل نشد.
چرا آلمان نازی به فکر ساخت جنگنده زغالسنگسوز افتاد؟
# در سالهای پایانی جنگ، دسترسی آلمان به سوختهای مایع با محدودیتهای جدی روبهرو شده بود. در چنین شرایطی، استفاده از منابع انرژی در دسترستر، از جمله زغالسنگ، برای طراحان نظامی جذابیت پیدا کرد.
الکساندر لیپیش، مهندس آلمانی شناختهشده در زمینه طراحی بالهای دلتا، ایده استفاده از موتور رمجت با سوخت جامد را برای یک هواپیمای رهگیر بررسی کرد. هدف این بود که هواپیمایی با ساختار نسبتاً ساده بتواند با سرعت بالا به مقابله با بمبافکنهای متفقین برود.
DM-1 برای بررسی ویژگیهای آیرودینامیکی طرح ساخته شد؛ این هواپیما موتور زغالسنگسوز P.13a را نداشت. موتور این جنگنده چگونه با زغالسنگ کار میکرد؟
# در طرح P.13a، قرار بود زغالسنگ دانهبندیشده در محفظه احتراق موتور قرار گیرد. جریان هوای پرفشار هنگام حرکت هواپیما وارد مجرای موتور میشد و با فرآیند احتراق، نیروی پیشران تولید میکرد. این سامانه از نوع رمجت بود؛ موتوری که برای ایجاد رانش مؤثر به سرعت اولیه نیاز دارد و برخلاف موتور توربوجت معمولی، کمپرسور و توربین چرخان ندارد.
با وجود سادگی نسبی ساختار رمجت، استفاده از زغالسنگ چالشهای فنی مهمی ایجاد میکرد؛ از جمله کنترل احتراق، تأمین یکنواخت سوخت جامد و حفظ عملکرد موتور در شرایط مختلف پروازی. به همین دلیل، تبدیل این ایده به یک هواپیمای قابل استفاده در عملیات نظامی کار سادهای نبود.
آیا جنگنده زغالسنگسوز واقعاً پرواز کرد؟
# خیر. نکته مهم درباره P.13a این است که طرح جنگنده مجهز به موتور زغالسنگسوز هرگز به مرحله ساخت و پرواز یک نمونه عملیاتی نرسید. آنچه در ادامه توسعه پیدا کرد، هواپیمای آزمایشی بدون موتور با نام DM-1 بود که برای بررسی ویژگیهای آیرودینامیکی بال مثلثی طراحی شده بود. بنابراین، تصاویر این گلایدر را نباید بهعنوان مدرک پرواز جنگنده زغالسنگسوز معرفی کرد.
ساخت نمونه آزمایشی DM-1 در سال ۱۹۴۴ آغاز شد، اما حملات متفقین روند کار را مختل کرد. پس از پایان جنگ و تصرف محل پروژه به دست نیروهای آمریکایی در سال ۱۹۴۵، ساخت گلایدر تکمیل شد و این هواپیما برای آزمایشهای آیرودینامیکی به مرکز تحقیقاتی NACA در لانگلی آمریکا انتقال یافت. نتایج این آزمایشها به شناخت بهتر رفتار بالهای دلتا در سرعتهای پایین کمک کرد؛ موضوعی که برای طراحی هواپیماهای پرسرعت اهمیت زیادی داشت.
آیا این جنگنده میتوانست مافوق صوت پرواز کند؟
# طراحان برای P.13a سرعت بسیار بالایی را در نظر گرفته بودند و مدلهای آزمایشی نیز برای بررسی ویژگیهای آیرودینامیکی طرح مورد مطالعه قرار گرفتند. با این حال، از آنجا که نمونه مجهز به موتور هرگز پرواز نکرد، نمیتوان سرعت ادعایی یا عملکرد عملیاتی آن را یک دستاورد اثباتشده دانست. اعداد مطرحشده درباره سرعت این پروژه، برآوردهای طراحی یا نتایج آزمایش مدلها هستند، نه رکورد ثبتشده یک هواپیمای واقعی.
پروژه P.13a نمونهای از تلاشهای بلندپروازانه مهندسان آلمان در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم بود؛ زمانی که کمبود منابع و فشار نظامی، طراحان را به سمت ایدههای غیرمتعارف سوق میداد. این طرح هرگز به جنگندهای عملیاتی تبدیل نشد، اما گلایدر DM-1 که برای بررسی شکل آیرودینامیکی آن ساخته شد، پس از جنگ در تحقیقات مربوط به بالهای دلتا نقش داشت.