تحولات اخیر در شبکه بانکی کشور، بار دیگر ضرورت بازنگری در معماری زیرساختهای بانکی را به یکی از موضوعات مهم حوزه فناوری تبدیل کرده است. کارشناسان معتقدند اتکای شبکه بانکی به سامانههای متعدد و جزیرهای، علاوه بر افزایش هزینههای عملیاتی، پیچیدگی مدیریت و نگهداری این زیرساختها را نیز افزایش داده است.
در سالهای گذشته، توسعه سامانههای موازی در بخشهای مختلف بانکداری موجب شکلگیری لایههای متعدد تبادل اطلاعات، تسویه و پردازش تراکنش شده است؛ ساختاری که در شرایط عادی نیز چالشهایی در حوزه مقیاسپذیری، سرعت ارائه خدمات و تابآوری عملیاتی ایجاد میکند.
در همین راستا، برخی تحلیلگران حوزه فناوری معتقدند حرکت به سمت یک هسته بانکداری (Core Banking) یکپارچه و اتصال آن به زیرساختهای مبتنی بر بلاکچین میتواند بخشی از این پیچیدگیها را کاهش دهد. در چنین معماری، تراکنشها بهصورت توکنایز شده در یک دفترکل شفاف، امن و غیرقابلتغییر ثبت میشوند و بسیاری از سامانههای واسط فعلی در قالب یک بستر یکپارچه بازطراحی خواهند شد.
کارشناسان بر این باورند که چنین رویکردی میتواند علاوه بر کاهش هزینههای عملیاتی، سرعت پردازش تراکنشها را افزایش داده و سطح شفافیت و امنیت شبکه بانکی را نیز ارتقا دهد.
همزمان، موضوع تابآوری سایبری نیز به یکی از شاخصهای اصلی ارزیابی زیرساختهای مالی تبدیل شده است. در بانکداری نوین، صرف وقوع حملات سایبری مسئله اصلی نیست، بلکه توانایی حفظ تداوم خدمات و بازگرداندن سریع سامانهها به وضعیت پایدار، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
برخی صاحبنظران معتقدند بانکداری ایران این ظرفیت را دارد که بهجای طی کردن تدریجی مراحل تحول دیجیتال، مستقیماً وارد نسل پنجم بانکداری شود؛ نسلی که بر پایه فناوریهایی مانند بلاکچین، قراردادهای هوشمند، داراییهای توکنایز شده و تسویه آنی تراکنشها شکل گرفته است.
با این حال، تحقق چنین چشماندازی نیازمند تدوین استانداردهای فنی، چارچوبهای حقوقی و الزامات نظارتی مشخص از سوی نهادهای مسئول خواهد بود. در شرایطی که امنیت سایبری و پایداری خدمات مالی به یکی از ارکان امنیت اقتصادی کشور تبدیل شده، بازطراحی زیرساختهای بانکی دیگر صرفاً یک پروژه فناورانه نیست، بلکه به یک ضرورت راهبردی برای آینده نظام مالی کشور تبدیل شده است.