حکم یک سال حبس تعزیری الناز شاکردوست، بازیگر سینما، در دادگاه تجدیدنظر تأیید شده است؛ پروندهای که به گفته وکیل او، در پی انتشار یک استوری پس از حوادث دیماه ۱۴۰۴ شکل گرفته است. بر اساس گزارش ایرانجیب، شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران پیشتر او را به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم کرده بود و دو سال محرومیت از برخی فعالیتها نیز در حکم آمده بود. وکیل شاکردوست اعلام کرده پیگیری پرونده در دیوان عالی کشور ادامه خواهد داشت.
اما فارغ از جزئیات این پرونده، یک سؤال مهمتر درباره نقش افراد مشهور در فضای مجازی مطرح میشود: آیا هر کسی که مخاطب زیادی دارد، باید بتواند یک ادعای خبری را بدون اطمینان از صحت آن منتشر کند؟ پاسخ به این سؤال اهمیت زیادی دارد، چون یک چهره شناختهشده میتواند در چند دقیقه محتوایی را به دست صدها هزار نفر برساند؛ مخاطبانی که ممکن است آن محتوا را نه بهعنوان یک نظر شخصی، بلکه بهعنوان یک خبر واقعی دریافت کنند.
مشکل از جایی جدیتر میشود که یک جامعه در شرایط ملتهب قرار داشته باشد. در چنین فضایی، یک خبر نادرست، یک آمار تأییدنشده یا یک ادعای بدون منبع میتواند خیلی سریع بازنشر شود و احساسات عمومی را تحت تأثیر قرار دهد. فیکنیوز در چنین شرایطی شبیه بنزین روی آتش التهاب است؛ نه لزوماً به این معنا که هر انتشار نادرستی عمداً با هدف ایجاد درگیری انجام شده، بلکه به این معنا که اثر یک اطلاعات غلط میتواند بسیار فراتر از قصد اولیه منتشرکننده آن باشد.
مرز میان «اشتباه»، «بازنشر بدون بررسی» و «انتشار عمدی خبر جعلی» نیز باید جدی گرفته شود. اگر فردی از صحت یک ادعا مطمئن نیست، نباید آن را به شکل یک واقعیت قطعی منتشر کند؛ بهخصوص وقتی موضوع به جان انسانها، امنیت عمومی یا احتمال درگیری مربوط میشود. در مقابل، نسبت دادن عنوان «فیکنیوز» یا «خبرسازی عمدی» به یک فرد نیز نیازمند سند و بررسی است و نمیتوان صرفاً بر اساس برداشت شخصی چنین اتهامی را مطرح کرد.
اهمیت موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم شبکههای اجتماعی به یکی از مسیرهای اصلی دریافت اخبار تبدیل شدهاند. گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه رویترز نشان میدهد ۵۴ درصد افراد در بازارهای مورد بررسی اخبار را از شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای ویدئویی دریافت میکنند و ۳۰ درصد این پلتفرمها را منبع اصلی اخبار خود میدانند. بنابراین یک ادعای نادرست میتواند بسیار سریعتر از گذشته از یک صفحه شخصی به یک روایت گسترده در جامعه تبدیل شود.
به همین دلیل، مسئولیت اجتماعی انتشار محتوا فقط متوجه خبرنگاران و رسانههای رسمی نیست. بازیگر، ورزشکار، اینفلوئنسر یا هر کاربر دیگری که مخاطب گستردهای دارد، هنگام انتشار یک ادعای خبری باید میان «نظر شخصی» و «خبر» تفاوت بگذارد. اگر اطلاعاتی درباره یک حادثه، تعداد قربانیان، تصمیم یک نهاد یا وقوع یک اتفاق حساس وجود دارد، انتشار آن بدون منبع معتبر میتواند به جای اطلاعرسانی، به افزایش سردرگمی و التهاب کمک کند.
از طرف دیگر، برخورد با فیکنیوز نیز باید دقیق و مستند باشد. اگر انتشار یک خبر خلاف واقع عامدانه و با هدف ایجاد آشوب یا آسیب به مردم صورت گرفته باشد، بررسی آن باید بر اساس شواهد، قوانین و سازوکارهای قضایی انجام شود؛ نه بر اساس شهرت یا محبوبیت منتشرکننده. همانطور که انتشار اطلاعات جعلی میتواند خطرناک باشد، برچسبزدن بدون سند به افراد نیز میتواند خودش به گسترش اطلاعات نادرست منجر شود.
ماجرای حکم یک سال حبس الناز شاکردوست، فارغ از اختلافنظر درباره محتوای استوری و روند قضایی پرونده، یک مسئله مهم را دوباره به مرکز توجه آورده است: در عصر شبکههای اجتماعی، داشتن میلیونها مخاطب به معنای داشتن دسترسی به حقیقت نیست. اتفاقاً هرچه مخاطب بیشتر باشد، ضرورت بررسی منبع و اطمینان از صحت ادعا نیز بیشتر میشود.
وقتی یک خبر اشتباه میتواند در چند دقیقه هزاران بار بازنشر شود، دیگر نمیتوان گفت «فقط یک پست بود» یا «فقط یک استوری بود». در شرایط عادی شاید یک اشتباه خبری با یک اصلاحیه برطرف شود، اما در شرایط بحرانی ممکن است اصلاح خبر به اندازه انتشار اولیه آن دیده نشود. به همین دلیل، قبل از انتشار ادعاهایی که میتواند احساسات عمومی را تحریک کند یا درباره جان انسانها و حوادث حساس باشد، اولین مسئولیت هر منتشرکنندهای باید راستیآزمایی باشد.
در نهایت، مقابله با فیکنیوز فقط وظیفه رسانهها نیست. رسانه باید منبع را بررسی کند، چهره مشهور باید قبل از انتشار یک ادعای حساس از صحت آن مطمئن شود و کاربر عادی نیز نباید هر چیزی را که در شبکههای اجتماعی میبیند، بدون بررسی بازنشر کند. در فضای ملتهب، یک خبر بیپایه میتواند همان چیزی باشد که به جای آرامکردن جامعه، بنزین بیشتری روی آتش التهاب میریزد.