تسنیم در گزارشی به بررسی علت ادامه محدودیت اینترنت پرداخته است که بر اساس آن، این یک تصمیم سیاسی نبوده و واکنشی به حملات سایبری هماهنگ برای فلج کردن زیرساختهای حیاتی کشور بوده است. از نفوذ به اپلیکیشنهای روزمره تا استفاده از هوش مصنوعی برای تخریب حافظه جمعی.
پیشرفت سریع فناوریهای ارتباطات و اطلاعات در دو دهه اخیر، مفهوم سنتی «جنگ» را دستخوش دگرگونی بنیادین کرده است. اکنون تهاجم نه فقط از مرزهای جغرافیایی، بلکه از مجراهای نامرئی دادهها، امواج اینترنت و زیرساختهای دیجیتال صورت میگیرد.
به بیان سادهتر، بستر درگیری از میدانهای نبرد فیزیکی به فضای مجازی و رسانهای انتقال یافته است. این پدیده نوظهور با عنوان «جنگ ترکیبی» یا «جنگ شناختی» شناخته میشود.
جنگ ترکیبی چیست و چه ابعادی دارد؟
# جنگ ترکیبی راهبردی است که در آن بازیگران دولتی و غیردولتی بهطور هماهنگ از آمیزهای از ابزارهای متعارف (نظامی)، نامتعارف (چریکی)، جرائم سازمانیافته سایبری و عملیات تأثیرگذار اطلاعاتی (رسانهای و دیپلماتیک) برای رسیدن به اهداف خود بهره میبرند.
هدف در جنگ ترکیبی «تسلط بر ادراک» است؛ بدین معنا که دشمن با تخریب اعتماد عمومی به نهادهای حاکمیتی و دامن زدن به شکافهای اجتماعی، فروپاشی را از درون رقم میزند، بدون آنکه لزوماً نیازی به اشغال فیزیکی سرزمین باشد. فضای مجازی بهلحاظ هزینه اندک ورود، سرعت بسیار بالای انتشار اطلاعات و مشکلات فنی و حقوقی در رهگیری منابع حملات، بهترین بستر را برای این نوع جنگ فراهم میکند.
در همین راستا، گزارش جدید خبرگزاری تسنیم نشان میدهد که در 9 اسفند 1404، یک عملیات ترکیبی هماهنگ علیه ایران آغاز شد که در آن، حملات موشکی و هوایی دقیق با فروپاشی برنامهریزیشده شبکهای همراه بود.
بر اساس گزارش نهادهای جهانی امنیت سایبری، از ساعات نخستین در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، زیرساخت اینترنت ایران هدف لایهای از حملات ترکیبی قرار گرفت. آمارها نشان میدهد دسترسی به اینترنت در ایران در ساعات آغازین درگیری به سطحی بسیار پایینتر از وضعیت عادی سقوط کرد. نکته مهم اینکه این اختلال صرفاً ناشی از حملات فیزیکی به تأسیسات نبود، بلکه نتیجه حملات دقیق و گسترده سایبری بود که همزمان با ضربات نظامی اجرا شد.
این الگو ثابت میکند که عملیات سایبری دیگر یک اقدام «پشتیبانی» نیست، بلکه رکنی همسطح با حملات فیزیکی (کینتیک) طراحی و اجرا میشود که بارزترین نمونه آن، مختل کردن شبکه بانکی کشور (به خصوص بانک ملی و سپه) بود.
حمله به نرمافزارهای روزمره
# این خبرگزاری در ادامه به نفوذ به اپلیکیشنهای روزمره اشاره کرده و گفت یکی از تاکتیکهای برجسته در جنگ شناختی مدرن، هدف قرار دادن ابزارهای دیجیتالی است که مردم به آنها اعتماد دارند.
در جریان اتفاقات اخیر، گزارشهای متعددی منتشر شد مبنی بر اینکه اپلیکیشنهای مذهبی و کاربردی محبوب در ایران، از جمله اپلیکیشن تقویم «بادصبا» با بیش از ۵ میلیون نصب در گوگلپلی، مورد نفوذ قرار گرفتهاند. این اپلیکیشنها که کاربران بسیاری برای اطلاع از اوقات شرعی و امور روزمره به آنها اتکا دارند، به جای سرورهای دولتی، به ابزاری برای ارسال پیامهای روانی تبدیل شدند تا جایگزین روش «پخش اعلامیههای کاغذی از هواپیما» شوند.
هماهنگی سیستماتیک ساختارهای تروریستی با حملات سایبری
# دومین مؤلفه اساسی در این بحث، محو شدن مرز سنتی میان «هکرهای دولتی»، «گروههای هکتیویست» و «سلولهای عملیاتی» است. امروز در فضای جنگ ترکیبی، یک زنجیره فرماندهی منسجم شکل گرفته که در آن، یگان سایبری اطلاعات را گردآوری میکند، گروه هکتیویست آن را در فضای عمومی پخش مینماید تا جو روانی مطلوب ایجاد شود، و در نهایت شبکه عملیاتی از همان دادهها برای هدفگیری فیزیکی افراد یا تأسیسات استفاده میکند.
استفاده از هوش مصنوعی و دیپفیک در جنگ شناختی
# در ادامه، تسنیم به استفاده از دیپفیک، هوشمصنوعی مولد و حتی بازیهای ویدیویی نظامی برای «تخریب حافظه جمعی» اشاره کرده است.
در این روش ویدیوهای دیپفیک که لحظات فروریختن ساختمانها را نشان میدادند، در حالی دستبهدست میشدند که در واقعیت هرگز رخ نداده بودند و عمدتاً از بازیهای ویدیویی نظامی (مانند Arma 3 یا Battlefiled) یا مولدهای ویدیویی نظیر Veo 3 گوگل برداشت شده بودند. هدف از این جریانسازی، «تخریب حافظهٔ جمعی» و «تضعیف باورپذیری هرگونه روایت رسمی» بوده است.
زمانی که جامعهای با سیل عظیم اخبار جعلی، شایعات متناقض و تصاویر ساختگی مواجه میشود، به تدریج توانایی تشخیص درست از نادرست را از دست میدهد. این وضعیت که به «فرسایش حقیقت» معروف است، بهترین بستر را برای دستیابی به اهداف مهاجم است.