فریبدادن مخاطب راهی برای کسب آبرو و مشروعیت نیست. از همان ابتدای پیدایش شبکههای اجتماعی بسیاری بهجای تلاش برای بهدست آوردن مخاطبان و تاییدهای واقعی، سراغ خرید فالوور و لایک رفتند.
در این بین برخیها نیز برای ترویج آشوب و اغتشاش در ایران سراغ این حربه رفتهاند تا به صفحات خود در شبکههای اجتماعی مشروعیت ببخشند. آنها با استفاده از روبات مشغول افزایش لایک، بازدید، بازنشر و ... هستند.
فریب لایک بالا را نخورید
# بسیاری از مردم وقتی بهدنبال کانالها و صفحههای معتبر در شبکههای اجتماعی میگردند، سراغ آنهایی میروند که فالوور فراوانی داشته یا پستها و ویدئوهایشان لایک و بازدید بالایی دارد.
تصورشان این است که وقتی یک پست لایک بالایی دارد، این معنی را میدهد که درست است و اعتبار دارد. اما آنها شاید از این موضوع غافل هستند که لایک و فالوور را هم میشود خرید و هم میتوان با روبات بالا برد. بنابراین، اگر مثلا یک صفحه اینستاگرامی فالوور بالایی دارد، دلیل نمیشود که همهشان واقعی باشند.
نقش رباتهای خارجنشین
# از افراد حقیقی که عبور کنیم، روباتهای فراوانی طراحی شدهاند تا مانند یک ابزار جنگی علیه مردم ایران مورد استفاده قرار بگیرند. روباتهایی که به ایجاد واکنشهای جعلی میپردازند. نمونهاش در یکی از کانالهای خبری خصوصی دیده شده که با واکنش ادمین آن هم روبرو بوده است.
این کانال غیررسمی و البته نهچندان معتبر تلاش میکند تا اخبار مختلف را با سبک خود در تلگرام منتشر کند و هر زمان خبری انتشار میدهد که به مذاق دشمنان خوش نمیآید، ناگهان و بهسرعت با واکنشهای منفنی (مانند دیسلایکها) مواجه میشود. چندین بار ادمین این کانال با انتشار پستی به موضوع «ایموجیهای فیک» زیر اینگونه پستها واکنش نشان داده است!
یکی از بهترین روشها برای حمایت جعلی و دورغین از چیزی در شبکههای مختلف اجتماعی، اکانتهای فیکی هستند که آنها نیز به یک روبات متصل هستند. بنابراین وقتی پستی حسابی بازنشر میشود، این میتواند کار اکانتهای قلابی باشد.
در روزهای اخیر، میزان انتشار اخبار جعلی و دستکاریشده در فضای مجازی بسیار زیاد شده است. در همین رابطه «معصومه نصیری»، رئیس اندیشکده عصر هوشمندی، مدرس و پژوهشگر سواد رسانهای و دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانهای یونسکو ایران به فارس میگوید: «واقعیت این است که امروز ما در یکی از بالاترین سطوح بروز ضعف سواد رسانهای قرار داریم و این ضعف بهصورت عینی خود را نشان میدهد.
بخش مهمی از این مسئله به نبود یا ضعف «تفکر انتقادی» بازمیگردد؛ چراکه اساس سواد رسانهای، بر تفکر انتقادی استوار است. تفکر انتقادی یعنی هر آنچه میبینیم و میشنویم، پیش از پذیرش، باید برای ما ایجاد سؤال کند و سپس بتوانیم برای آن سؤالها پاسخهای درست و مستند پیدا کنیم.
از سوی دیگر، یکی از مصادیق جدی ضعف سواد رسانهای، ناتوانی در تشخیص ابزارهای نوین فریب رسانهای است؛ از جمله دیپفیکها، جعلهای عمیق، ویدئوهای صداگذاریشده و محتوای دستکاریشده. اینکه مخاطب چگونه بتواند این ابزارها را تشخیص دهد و در برابر آنها دچار خطای شناختی نشود، مستقیماً به سطح سواد رسانهای او بازمیگردد.