اختلال در شبکههای مغزی: کمبود خواب باعث فعال ماندن غیرارادی شبکه حالت پیشفرض (DMN) در حین کار و تضعیف شبکه تمرکز (FPN) شده و به "پرشهای ناگهانی توجه" و کاهش کارایی شناختی منجر میشود. آسیب به حافظه و افزایش خطر بیماری: این وضعیت با اختلال در تثبیت حافظه (هیپوکامپ) و افزایش تجمع پروتئین بتا-آمیلوئید (مرتبط با آلزایمر) همراه است. لزوم خواب کافی: کارشناسان خواب منظم ۷-۹ ساعته را به عنوان "بازنشانی عصبی" مغز برای جلوگیری از زوال شناختی و بهبود عملکرد اجرایی توصیه میکنند.
پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری پیشرفته مغزی نشان دادند که کمبود خواب باعث اختلال در شبکههای کلیدی مغز مانند شبکه حالت پیشفرض (DMN) و شبکه پاریتال پیشانی (FPN) میشود، که نتیجه آن پرشهای ناگهانی توجه و کاهش کارایی شناختی است.
به نقل از HealthDay، پس از یک شب بیخوابی، فعالیت تالاموس (که نقش تنظیمکننده بیداری دارد) ناپایدار میشود و سیگنالهای نامنظم به قشر پیشپیشانی ارسال میکند. این اختلال، شبکه DMN را که در حالت استراحت فعال است، به طور غیرارادی در حین وظایف شناختی فعال نگه میدارد و FPN (مسئول تمرکز بر کارها) را تضعیف میکند. در نتیجه، مغز دورههای "OFF" کوتاهمدت تجربه میکند که شبیه امواج خواب عمیق است و منجر به از دست دادن توجه لحظهای، کندی واکنش و خطاهای تصمیمگیری میشود.
کمبود خواب، اتصال بین آمیگدال و قشر پیشپیشانی (mPFC) را مختل کرده و واکنشهای احساسی بیشازحد را برمیانگیزد، که قضاوت اخلاقی و تصمیمات منطقی را دشوار میسازد. همچنین، در هیپوکامپ، کمبود خواب تحکیم حافظه را از طریق اختلال در گیرندههای NMDA و کاهش پتانسیل بلندمدت (LTP) مختل میکند، که باعث فراموشی سریع اطلاعات جدید میشود. مطالعات نشان میدهند حتی ۲۴ ساعت بیخوابی، تجمع بتا-آمیلوئید (مرتبط با آلزایمر) را افزایش داده و سیستم گلیمفاتیک پاکسازی مغز را فلج میکند.
در بلندمدت، خواب ناکافی نورونها را بیشازحد فعال نگه داشته و تعادل سیناپسی را برهم میزند، که ریسک زوال شناختی و بیماریهای نورودژنراتیو را بالا میبرد. پژوهشگران تأکید دارند که دورههای OFF مغزی پس از بیخوابی، با افزایش آدنوزین خارجسلولی و هایپرپولاریزاسیون نورونی همراه است و بهبود با خواب کافی رخ میدهد. برای مقابله، خواب منظم ۷-۹ ساعته، اجتناب از نور آبی قبل خواب و چرت کوتاه روزانه توصیه میشود، بهویژه برای شیفتکاران و دانشجویان.
این کشف، اهمیت خواب را به عنوان "بازنشانی عصبی" برجسته کرده و بر نیاز به سیاستهای عمومی برای کاهش محرومیت از خواب تأکید دارد.